تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شما در طاعت و خيرات و مرضات واهب العطيات * ( مَشْكُوراً ) * پسنديده و جزاء داده شده بر آن تسميه جزاء بشكر بر سبيل مجاز است فكان افعال ايشان بر آن جزاء سپاسدارى كرده و شكر - گذارى آن را به تقديم رسانيده ، آيه دليلست بر آنكه جزاء بر عمل خواهد بود و مبطل قول مجبره كه جزاء بر عمل نيست ، بعد از آن بر سبيل منت و تذكير نعمت خطاب به حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم مىكند كه : ( 23 ) - * ( إِنَّا نَحْنُ ) * بدرستى كه كه ما * ( نَزَّلْنا ) * فرو فرستاديم * ( عَلَيْكَ الْقُرْآنَ ) * بر تو قرآن را * ( تَنْزِيلًا ) * فرو فرستادنى بتدريج سوره اى بعد از سوره و آيتى بعد از آيتى تا بر تو دشوار نباشد حفظ آن و فهم معني آن كقوله وَقُرْآناً فَرَقْناه لِتَقْرَأَه عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ تكرير ضمير متكلم به جهت مزيد اختصاص تنزيلست به او تا متقرر شود در نفس نفيس حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه تنزيل آن بر طريق تدريج محض حكمت و صوابست كانه قال ما نزل عليك القرآن تنزيلا مفرقا منجما إلا انا لا غيري و قد عرفتني حكيما فاعلا لكل ما افعله بدواعي الحكمة . ( 24 ) - * ( فَاصْبِرْ ) * پس صبر كن * ( لِحُكْمِ رَبِّكَ ) * مر حكم پروردگار خود را بتاخير نصرت تو بر كفار و تعويق هلاكت معاندان تو چه حكمت و مصلحت مقتضى اينست * ( وَلا تُطِعْ مِنْهُمْ ) * و فرمان مبر از ايشان * ( آثِماً ) * گناهكارى را كه ترا باثم خواند چون عتبه كه متحمل انواع فسوق و مآثم است و بسبب اين ترا ميگويد كه از دعوت خود باز ايست تا دختر خود را به تو دهم * ( أَوْ كَفُوراً ) * يا نسپاسى كه ترا بكفر دعوت كند چون وليد مغيره كه در كفر غاليست و ترا به جهت آن ميگويد كه بدين ما رجوع كن تا ترا توانگر سازم ، مراد آنست كه به جهت قلت صبر بر تأذى و تحمل مشاق اطاعت كسى مكن كه ترا بر معاصى دارد و كسى كه ترا بر كفر ترغيب كند ، ايراد لفظ * ( أَوْ ) * بدون و او به جهت دلالتست بر آنكه هر يك از إثم و كفر مخصوص است در استحقاق عصيان و مشتغل به آن و اگر و لا تطعهما مىگفت مشعر بود بر جواز اطاعت احدهما و ترتب نهى بر وصفين مشعر است به آنكه نهى مخصوص به اين هر دوست و دال بر آنكه مطاوعت در اثم و كفر منهى عنه است و مطاوعت در غير آن غيره محظور است . ( 25 ) - * ( وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ ) * و ياد كن نام پروردگار خود را * ( بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * در هر صبح و شام يعنى پيوسته بذكر او مشغول باش و بتبليغ رسالت اشتغال نماى ( 1 ) .
هامش
( 1 ) جمعى از مفسرين بر آنند كه مراد از * ( وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ ) * نماز است و مراد از * ( بُكْرَةً ) * نماز بامداد و مراد از * ( أَصِيلًا ) * نماز ظهر و عصر و مراد از * ( وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَه ) * نماز مغرب و عشاء است چه لفظ اصيل گاهى اطلاق مىشود بر ما بعد زوال ( بعد از ظهر ) پس شامل مىشود وقت نماز ظهر و نماز عصر را و گروهى ديگر بر آنند كه مراد از و اذكر اسم ربك مطلق ذكر پروردگار است نه خصوص نماز و معنى بكرة و اصيلا اول روز و آخر روز يعنى اول شب . علامه طبرسى ( ره ) در جوامع الجامع فرموده ، * ( بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * اى صباحا و مساء و در مجمع فرموده : و البكرة اول النهار و الاصيل العشى و هو اصل الليل و هم گويند : مراد از بكرة و اصيلا مداومت بر ذكر خداوند است در همهء اوقات نگارنده گويد : محتملست مراد خصوص اول روز و اول شب باشد چه در احاديث و روايات تحريص و ترغيب بسيارى شده راجع بدعا و ذكر حقتعالى هنگام طلوع آفتاب و غروب آفتاب فراجع .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 112 | الملا فتح الله الكاشاني