تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
را بر أرائك حبور و سرور شراب طهور خواهند چشانيد امروز باده نوشان خم خانه محبت را قسطى اشمل و حظى اوفر عطا فرموده‌اند ، در خبر است كه سهل بن عبد اللَّه در نماز اينسوره ميخواند چون به اين ايه رسيد آواز دهانش ميآمد چنان كه كسى چيزى مكد ، او را گفتند اى شيخ قرآن ميخواندى يا شراب ميخوردى گفت شراب ميخوردم بكأس * ( سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ) * اگر از قرآن لذت شراب نيافتمى نخواندمى ، از عبد اللَّه عمر مروى است كه مردى حبشى نزد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم آمد و گفت خدا شما را تفضيل داده بر حسن صوت و بياض لون اگر ايمان آرم به آنچه به تو آمده و به آن عمل كنم با تو در بهشت در آيم يا نه رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود بلى پس فرمود به آن خدايى كه جان من در فرمان اوست كه در دنيا مردى سياه باشد كه در بهشت نور روى او هزار فرسخ تابد و بعد از آن فرمود هر كه بگويد لا إله الا اللَّه او را عهدى باشد نزد خداى و هر كه بگويد سبحان اللَّه و بحمده او را صد و بيست هزار حسنه بنويسند يكى از حضار گفت يا رسول اللَّه پس هيچكس هلاك نشود و به عذاب دوزخ گرفتار نگردد رسول فرمود مرد باشد كه در عرصه گاه قيامت حاضر شود با چندان عمل كه اگر بر كوه بو قبيس نهند از جاى برود و يك نعمت از نعم الهى بيايد و آن را مستغرق گرداند و آخر محتاج فضل رحمت الهى شود بعد از آن رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اين آيه را در صفت بهشت تلاوت فرمود چون به اينجا رسيد كه * ( وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ) * حبشى گفت يا رسول اللَّه در بهشت آنچه چشم تو بيند چشم من خواهد ديد گفت بلي حبشى نعره بزد و جان به حق تسليم كرد عبد اللَّه عمر گفت كه بعزت خدا رسول را ديدم كه بدست مبارك خود آب بر او ريخت و در قبرش نهاد پس بسعادت دارين فايز شد ، و در بعضى روايت آمده كه رب در اينمقام بمعنى سيد است مانند قوله تعالى اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ و مراد به آن امير المؤمنين عليه السّلام است يعني آب دهد ايشان را سيد ايشان علي بن ابى طالب كه ساقى اهل بهشت است ، و اخبار بسيار از موافق و مخالف متظافر است كه ساقى كوثر علي بن ابى طالب عليه السّلام خواهد بود و لهذا قال الشاعر :
ربّ هب لي من المعيشة سؤلي و اعف عنّي بحقّ آل رسول
و اسقني شربة بكفّ علىّ سيّد الأوصياء زوج بتول
و چون ابرار به اين نعمت عظمى و كرامت قصوى مشرف شوند ايشان را گويند كه : ( 22 ) - * ( إِنَّ هذا ) * بدرستى كه آنچه مذكور شد از اصناف نعم و انواع ملاذ * ( كانَ لَكُمْ ) * جزاء هست مر شما را پاداش اعمال حسنه و طاعات مبروره * ( وَكانَ سَعْيُكُمْ ) * و هست شتافتن