سجسج لا حر و لا قر
يعنى هواى بهشت معتدل باشد و در او زمستان و تابستان نباشد ، و گويند زمهرير اسم قمر است در لغت طى كما قال الشاعر :
و ليلة ظلامها قد اعتكر
قطعتها و الزّمهرير ما زهر
يعنى هواى بهشت بالذات نورانى باشد و احتياج بشمس و قمر نداشته باشد ، از ابن عباس روايت است كه روزى اهل بهشت در بهشت روشنايى زيادى از عادت بينند مانند آفتاب گويند بار خدايا ما را وعده دادى و فرمودى كه * ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً ) * اين نور آفتاب چيست خطاب آيد كه اين نور آفتاب نيست بلكه سيد اوصياء با خير النساء فاطمهء زهراء لطافتى كردهاند و در روى يكديگر خنديدهاند و اين نور از اثر دندانهاى ايشانست كه بر روشنى بهشت غلبه كرده ( 1 ) ( 14 ) - * ( وَدانِيَةً ) * عطفست بر جنت يعنى پاداش دهد ايشان را بهشتى ديگر غير از بهشت اول كه نزديك بود * ( عَلَيْهِمْ ظِلالُها ) * بر ايشان سايه هاى درختان آن و مثل اينست قوله وَلِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ و ميتواند بود كه حال بعد از حال باشد يا صفت بعد از صفت معطوف بر جمله ماضيه يعنى پاداش دهد بايشان بهشت را در حالتى كه نزديك باشد آن بهشت را بهشتى كه متصف به اين باشد كه نزديك بود بر ايشان ظلال آن ، و گويند كه معنى آنست كه سايه هاى بهشت را آفتاب زايل نكند هم چنان كه در دنيا زايل مىكند ، و بدانكه ايراد و او در اين جمله به جهت دلالتست بر آنكه معطوف و معطوف عليه براى ايشان مجتمع باشد كانه قال و جزاهم جنة جامعين فيها بين البعد عن الحر و القر و دنو الظلال عليهم * ( وَذُلِّلَتْ ) * و رام كرده شود * ( قُطُوفُها ) * ميوه هاى آن * ( تَذْلِيلًا ) * رام گردانيدنى يعنى آسان بود چيدن ميوه هاى آن و هيچ چيز مانع او نشود بلكه بهر وجه كه خواهند به سهولت آن را چينند ايستاده و نشسته و خفته اين معطوف است بر جملهء سابقه و يا حال از * ( دانِيَةً ) * اى تدنو ظلالها عليهم فى حال تذليل قطوفها لهم .
( 15 ) - * ( وَيُطافُ عَلَيْهِمْ ) * و گردانيده شود بر ايشان * ( بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ ) * جامهاى خرد دسته دار كه از نقره باشد * ( وَأَكْوابٍ ) * و جامهاى بزرگ بىدسته * ( كانَتْ قَوارِيرَا ) * كه باشد مانند آبگينه ها در صفا و شفافيت :
( 16 ) - * ( قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ ) * اين بدل قوارير اولست يعنى اوانى و اكواب آن كه مانند آبگينهاند در شفافيت كه از نقره مخلوق شده باشد ، بكر * ( قَوارِيرَا ) * را در هر دو موضع بتنوين خوانده چون ( سلاسلا ) كه مذكور شد و از صادق عليه السّلام مرويست كه
ينفذ البصر فى فضة الجنة كما ينفذ فى
هامش
( 1 ) اين حديث را شيخ صدوق ( ره ) در مجلس چهل و چهارم از مجالس خود در تفسير همين آيهء شريفه ذكر كرده و صاحب كتاب غاية المطلوب از كشف ثعلبى و فضائل ابى السعادات نقل نموده است .