بگفتار ايشان نكرده تبر را بر سر عزى زد و بشكست و گفت كه ( كفرانك يا عزّى لا سبحانك سبحان من أهانك ) كفر و ناسپاسى مر تراست كه نه پاكى و نه پاكيزه اى چه پاكى و پاكيزگى كسى راست كه تو را خوار و بيمقدار گردانيد پس حق سبحانه حبيب خود را وحى كرد كه من كافى مهمات توام و نگهدارندهء تو از جميع آفات واديات و كفار به جهت كمال سفاهت تخويف تو مىكنند از ضررى كه از ممر بتان به تو رسد و شبهه اى نيست در آنكه اسناد اضرار و ايذاء بجمادات از فرط جهالت و غايت حماقت است * ( وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه ) * و هر كه را گمراه سازد خدا ، يعنى او را در وادى ضلالت كفران و شقاوت خذلان به حال خود واگذارد به جهت اصرار و انكار و عدم التفات او در دلايل وحدت پروردگار * ( فَما لَه مِنْ هادٍ ) * پس نيست آن گمراه را هيچ راه نماينده كه او را به راه راست آورد يا آنكه هر كه را كه خدا از طريق بهشت بگرداند بسبب كفر و معصيت پس هيچكس او را ببهشت هدايت نكند ، يا آنكه هر كه خدا او را متصف سازد به وصف ضلالت هيچكس او را متصف نگرداند بصفت هدايت .
37 - * ( وَمَنْ يَهْدِ اللَّه ) * و هر كه را خدا راه نمايد او را بتوحيد بواسطهء تدبر و تفكر او در آيات وحدت * ( فَما لَه مِنْ مُضِلٍّ ) * پس نيست او را هيچ گمراه كننده اى كه او را از آن راه بگذراند يا آنكه هر كه را خدا راه بهشت بنمايد هيچكس او را از آن راه برنگرداند ، يا هر كه را خدا مهتدى نام نهند هيچ كس او را بضلالت نسبت ندهد * ( أَ لَيْسَ اللَّه بِعَزِيزٍ ) * آيا نيست خداى غالب بر همه چيز اين نيز بر وجه تقرير است يعنى البته هست خداى تعالى غلبه كننده بر مشركان و مغلوب سازندهء ايشان * ( ذِي انْتِقامٍ ) * خداوند كينه كشيدن از كافران و معاندان و ساير دشمنان خود در اينكلام وعيد كفار قريش است بانتقام او سبحانه از ايشان و وعدهء مؤمنان بنصرت دادن ايشان بر دشمنان ، پس به جهت وضوح برهان بر تفرد خالقيت خود ميفرمايد كه :
38 - * ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ ) * و اگر پرسى از مشركان مكه * ( مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * كه بيافريد آسمان و زمين را و از عدم بوجود آورد * ( لَيَقُولُنَّ اللَّه ) * هر آينه گويند خداى ، با وجود جحود و عناد ايشان چه به جهت برهان واضح و دليل لايح بر تفرد او بخالقيت هيچكس انكار نمى تواند نمود چون ايشان معترفاند بر آنكه خالق عالم او است پس * ( قُلْ ) * بگو بايشان كه * ( أَ فَرَأَيْتُمْ ) * آيا پس مىبينيد * ( ما تَدْعُونَ ) * آن را كه مىخوانيد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز خداى تعالى از بتان و ساير آلهه باطله يعنى مىدانيد آنها را كه * ( إِنْ أَرادَنِيَ اللَّه ) * اگر اراده كند به من خداى * ( بِضُرٍّ ) * ضررى و سختى و برساند به من اذيتى و محنتى از مرض و فقر و ساير عرض * ( هَلْ هُنَّ ) * آيا باشند ايشان * ( كاشِفاتُ ضُرِّه ) * دفع كنندگان ضرر او نسبت به من * ( أَوْ أَرادَنِي بِرَحْمَةٍ ) * يا اگر خواهد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٩٩