خداى نعمتى و منفعتى از صحت و غنى و غير آن * ( هَلْ هُنَّ ) * آيا باشند آنان * ( مُمْسِكاتُ رَحْمَتِه ) * باز دارندگان منفعت و نعمت او از من و چون شما مقريد بر خالقيت او و معترف بر عجز الههء از دفع ضرر و نفع او پس ترك عبوديت خداى كه خالق عالم و قادر على اطلاقست و پرستيدن جماداتى كه عاجز مطلقاند از غايت سفاهت و نهايت جهالت است ، و بدانكه ذكر كاشفات و ممسكات كه صيغه تأنيث است بعد از قول يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِه تنبيه است بر زيادتى ضعف و كمال عجز ايشان از كشف ضر و امساك رحمت زيرا كه انوثت از باب لين است و رخاوت هم چنان كه ذكورت از باب شدت است و صلابت ، از مقاتل منقولست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم چون از مشركان اين سؤال كرد ايشان ساكت شدند و از جواب عاجز گشته حق سبحانه فرمود * ( قُلْ ) * بگو اى محمّد مر ايشان را كه * ( حَسْبِيَ اللَّه ) * كافى و بسنده است مرا خداى در ايصال منفعت و امساك مضرت * ( عَلَيْه ) * بر او نه بر غير او * ( يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ ) * توكل ميكنند توكل كنندگان و كارهاى خود را به او باز مىگذارند به جهت علم ايشان بانحصار خالقيت و قادريت بر او ، اين آيه متصل است بآيهء وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِه و معنى آنست كه سزاوار نيست آنكه كفار تخويف تو نمايند ببتان باعتراف ايشان به آنكه خالق عالم او است نه غير او ، پس تهديد ايشان نموده به اينكه :
39 - * ( قُلْ ) * بگو مر اين مشركان قبيله خود را كه * ( يا قَوْمِ اعْمَلُوا ) * اى قوم من عمل كنيد * ( عَلى مَكانَتِكُمْ ) * بر حالتى كه هستيد بر آن يعنى عداوتى كه متمكنيد در آن و آنچه امكان سعى شما است در اهلاك و تضعيف امر من بجاى آريد * ( إِنِّي عامِلٌ ) * بدرستى كه من عمل كنندهام بر حالت تمكن خود و بجد و جهد تمام در آن ميكوشم يعنى در اظهار كلمه توحيد و اعلاء دين اسلام ، و حذف جار و مجرور در ثانى كه آن ( على مكانتى ) است به جهت اختصار است يا مبالغه در وعيد و اشعار بر آنكه حال پيغمبر در يك جا توقف ندارد بلكه روز بروز قوة و شدت او در تزايد است چه او سبحانه ناصر و معين اوست و مظهر دين او بر ساير اديان ، و لهذا توعد ايشان نموده به آنكه آن حضرت در دنيا و عقبى بر ايشان منصور خواهد بود و فرمود كه * ( فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانيد .
40 -
* ( مَنْ يَأْتِيه ) * آن كس كه بيايد به او * ( عَذابٌ يُخْزِيه ) * عذابى كه رسوا كند او را مراد روز بدر است كه خدا ايشان را بقتل و اسر رسوا گردانيد * ( وَيَحِلُّ عَلَيْه ) * و فرود آيد بر او * ( عَذابٌ مُقِيمٌ ) * عذابى كه دايم باشد يعنى عذاب دوزخ كه أشد عقابست .
41 - * ( إِنَّا أَنْزَلْنا ) * بدرستى كه ما فرو فرستاديم * ( عَلَيْكَ الْكِتابَ ) * بر تو اينكتاب را كه قرآنست * ( لِلنَّاسِ ) * براى هدايت همهء مردمان * ( بِالْحَقِّ ) * فرستادنى براستى و درستى و يا بسبب
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٠٠