خود * ( بَلِ اللَّه ) * بلكه خداى تعالى * ( يَمُنُّ عَلَيْكُمْ ) * منت مينهد بر شما * ( أَنْ هَداكُمْ ) * به آنكه راه راست نموده است شما را * ( لِلإِيمانِ ) * براى ايمان بنصب ادله و ازاحت علة * ( إِنْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد * ( صادِقِينَ ) * راستگويان در ادعاى ايمان ، جواب شرط محذوف است به جهت دلالت ما قبل آن بر آن ، و تقدير كلام اينست كه ( ان كنتم صادقين فى ادعائكم الايمان فلله المنّ عليكم ) اگر صادقيد در دعوى ايمان پس مر خداى راست منت نهادن بر شما بايمان چه آن محض و لطف محض است كه مخصوصست به او سبحانه و كس ديگر را رتبهء اعطاى آن نيست ، و مراد از منت نعمتى است كه معطي آن قصد عوض نداشته باشد از معطى له ، و اشتقاق آن از ( من ) است بمعنى قطع و تسميهء نعمت بمنت به جهت آن است كه غرض معطى از اعطاى آن همين قطع حاجت معطى له است بدون طلب مثوبتى و عوضى .
و بدانكه در سياق اينكلام لطافتى غريب و رشافتى عجيب است زيرا كه آنچه اعراب بزعم خود ايمان ميگفتند حق سبحانه نفى تسميه آن نمود و آن را بعنوان اسلام مسمى ساخت حيث قال * ( يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا ) * تا اشاره باشد به آنكه آنچه ايشان آن را ايمان ميگويند تسميهء وى آنست كه اسلام باشد نه ايمان بگو بايشان كه منت منهيد بر من به آن چيزى كه فى الحقيقة اسلامست نه ايمان به جهت عدم تيقن شما در آن ، و اگر بالفرض صحيح باشد ادعاى شما در آن باب پس سزاوار است كه خداى را بر شما منت باشد بهدايت و توفيق نه شما را بر او ، و ليكن علم الهى در آنچه شما دعوى مىكنيد بر خلاف آنست ، و نكته در اضافهء اسلام بايشان و اطلاق ايمان بدون اضافه بر هيچ متأملى مخفى نيست ، آن گه به جهت اعلام ايشان بعلم الهى بما فى الضمير ايشان ميفرمايد :
18 * ( إِنَّ اللَّه يَعْلَمُ ) * بدرستى كه خداى مىداند * ( غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * آنچه پوشيده است در آسمانها و زمينها * ( وَاللَّه بَصِيرٌ ) * و خدا بينا است * ( بِما تَعْمَلُونَ ) * به آنچه مىكنيد از اظهار ايمان و ابطان كفر و ساير اسرار و اعلان شما .
پايان مجلد هشتم
شهادت منافقان برسالت پيغمبر اكرم مطابق واقعست اينان را دروغگويان خوانده زيرا كه اين شهادت زبانى با عقيده قلبى اينان تطابق نداشت ، بارى از اين مقدمه ظاهر مىشود سر آنكه حقتعالى پس از آيهء * ( قالَتِ الأَعْرابُ ) * الاية صفات مؤمنين و پاره اى از اعمال صالحه آنان را كه دليل بر صدق ايمان آنان مىباشد ذكر فرموده كه * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ ) * الخ و در پايان آيه ميفرمايد * ( أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ) * و هم در آيهء * ( يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا ) * الخ يعنى در آخر اين آيه ميفرمايد * ( إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * و هم از مقدمهء مزبور مفاد ظاهرى اين آيه نيز روشن خواهد شد فتامل جدا .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٣٦