تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و افتادگى از شما طلب امان كردند از اين جهت حق سبحانه فرمود : 4 - * ( هُوَ الَّذِي ) * او است آن كسى كه * ( أَنْزَلَ السَّكِينَةَ ) * فرو فرستاد چيزى كه موجب سكون و ثبات بود * ( فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ) * در دلهاى گرويدگان و آن ادله و حجج بينه بود كه مستلزم بصيرت ايشان شد در امر فتح و نصرت و سبب آرميدن نفوس ايشان در آن و اين مخصوص بود باهل ايمان و اما نفوس غير ايشان در اين باب مضطرب و متزلزل بود و بوى يقين و روح طمأنينهء بقلوب ايشان نرسيد ، و نزد بعضى مراد بسكينه علامات نصرت مؤمنانست بر اعدا كه موجب ثبات قدم ايشان شده در قتال و سبب سكون قلوب ايشان در آن حال ، و گويند كه آنچه اهل ايمان به آن سكون قلب پيدا كردند صلح حديبيه و امنيت بود يا تعظيم و توقير ايشان خدا و حضرت رسالت را و بر هر تقدير انزال سكينه فرمود * ( لِيَزْدادُوا ) * تا زياده كنند مؤمنان * ( إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ ) * گرويدنى با گرويدن خودشان يعني به جهت رسوخ عقيده و اطمينان نفس افزون سازند يقين خود را با يقين ديگر در حين مشاهده در آنچه بآنموعود شده بودند از وقوع فتوح متعاقبه و علو كلمهء اسلام و تسلط ايشان بر مشركان ، يا بيفزايند ايمان خود را كه باصول دين داشتند با ايمان بفروع آن ، و از ابن عباس منقولست كه ( ان اول ما أتاهم به النبي صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم التوحيد فلما آمنوا باللَّه وحده انزل الصلاة و الزكاة ثم الحج ثم الجهاد ثم ولاية على بن ابى طالب فازدادوا ايمانا الى ايمانهم و اتموه بولاية على عليه السّلام ) اول چيزى كه پيغمبر بامت خود آورد توحيد بود چون بيگانگى خدا ايمان آوردند ايشان را به نماز و زكات امر كرد و چون به آن تصديق كردند حج و جهاد بر ايشان فرض گردانيد و بعد از آن ايشان را بولايت امير المؤمنين عليه السّلام امر كرد و ايشان با هر ايمانى ايمانى ديگر ميافزودند تا آنكه بولايت على بن ابى طالب عليه السّلام ايمان خود را تمام كردند ، چون طباع از امور شاقه منزجر و گريزانند خصوصا امر جهاد كه متضمن مشقت بسيار و رياضت بيشمار است از اينجهت حق سبحانه تحريض ايشان نموده در باب جهاد بقوله وَلِلَّه جُنُودُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ و مر خداى راست لشكر آسمانها و زمينها از ملائكه و جن و انس پس اى اهل ايمان بنصرت الهى واثق شده قدم در راه مجاهده نهيد كه هر كه جنود آسمان و زمين در تحت فرمان او بود اولياى خود را در وقت محاربه با اعداء فرو نگذارد بلكه اگر مصلحت و حكمت او اقتضاء كند اهل آسمان و زمين را بمدد ايشان فرستد چنان كه در روز بدر كه ملائكه را بمعاونت ايشان فرستاد و حكمت در آنكه همهء كفار را بدون وسيلهء حرب مستأصل نساخت يا علم او سبحانه بود بخروج اهل ايمان از اصلاب ايشان و يا تعريض مجاهدان به ثواب جنان و لهذا قال جل ذكره * ( وَكانَ اللَّه عَلِيماً ) * و هست خداى دانا بمصالح بندگان * ( حَكِيماً ) * صوابكار در آنچه كند ، يعنى همهء افعال او بر وجه حكمت و صواب از او