صادر شده و خواهد شد ، و چون براهين واضحه و حجج باهره دالست بر عصمت انبياء عليهم السّلام از ذنوب صغيره و كبيره از اول عمر تا آخر عمر پس همه اين اقوال مذكوره باطل و فاسد باشد و غير واقع ، و نيز مبطل قول اخير است اينكه نزد اهل سنت معاقبه بر صغيره مستلزم ظلمست از او سبحانه پس صغاير مترتب نشود و حينئذ ذكر غفران بر سبيل تفضل و امتنان بىمعنى باشد و آنچه موافق مذهب اهل حق است چند وجه است يكى آنكه خداى بيامرزد آنچه پيش از اين زمان واقع شده از ذنب امت تو و آنچه بعد از اين واقع شود تا قيامت و بنا بر اين اضافهء ذنب به آن حضرت به جهت شدت انتساب و ارتباط امت است به او ( 1 ) و مؤيد اينوجه است آنچه مرويست از مفضل بن عمر كه معنى آيه را از امام ناطق جعفر صادق عليه السّلام پرسيدند فرمود كه
و اللَّه ما كان له ذنب و لكن اللَّه سبحانه ضمن له ان يغفر ذنوب شيعة علىّ ما تقدم من ذنبهم و ما تأخر
به خدا سوگند كه رسول را هيچ گناه نبود و هرگز از او گناهى صادر نشد و ليكن خداى ضامن شد از براى او كه بيامرزد گناهان شيعه على بن ابى طالب را آنچه متقدم و آنچه متأخر واقع شده ، و نيز عمر بن يزيد روايت كرده كه معنى آيه را از ابي عبد اللَّه پرسيدم فرمود كه
ما كان له ذنب و لا همّ بذنب و لكن اللَّه حمّله ذنوب شيعة على ثم غفرها له
از رسول هيچ گناه صادر نشد و هرگز قصد گناه نكرده و لكن خداى تعالى ذنوب شيعه على عليه السّلام را بر او تحميل كرد و بعد از آن همهء آن را بيامرزيد از براى خاطر وى ، وجه دوم قول علم الهدى است كه در تنزيه الانبياء ايراد نموده و محصول آن اينست كه ذنب مصدر است و اضافه مصدر بفاعل و مفعول هر دو جائز است و در اين مقام اضافه آن بمفعولست و معنى آنكه خداى بپوشاند ذنب اهل مكه را كه نسبت به تو بجا ميآوردند از اخراج تو از ديار خود و ايذاء و آزار رسانيدن تو و بعد از اخراج از دخول منع كردن و مسدود ساختن ترا از زيارت كعبه معظمه ، و بنا بر اين تأويل مغفرت بمعنى ازاله است و نسخ احكام و تدابير دشمنان او بر او و ما حصل معنى آيه اينكه صلح حديبيه و فتح مكه به جهت آنست كه باز پوشاند خداى و زائل گرداند از براى تو افعال شنيعه و اعمال قبيحه اهل مكه كه نسبت به تو بظهور مىرسانيدند از اخراج و صد و منع و ايذاء و آزار و انواع مكائد ، و لهذا مغفرت را جزاى جهاد و علت فتح گردانيده و اگر چنانچه مراد مغفرت ذنوب باشد ارتباط آن بفتح غير معقول باشد زيرا كه مغفرت ذنوب تعلقى بفتح ندارد پس چگونه علت فتح باشد ، و از اينجا معلوم شد كه مراد بتقدم و تأخر ذنوب افعال قبيحهء اهل مكه است كه پيش از فتح و بعد از آن نسبت به آن حضرت و سائر اهل
هامش
( 1 ) نيكوترين وجوه پنجگانه همان وجه اولست چه اين وجه اوفق بمذهب اهل حق و مؤيد است بروايات مأثورهء از اهل بيت رسالت عليهم الصلاة و السلام و وجه ديگرى نيز در توجيه اين آيه شريفه كه مرحوم مؤلف متعرض نگشته از بعض روايات معتبره مستفاد ميگردد و آن اينست كه مراد از اين ذنب گناهانيست كه مشركين قريش نسبت به آن حضرت معتقد بودند و چون اين محل گنجايش شرح و بسط نداشت طالبين مراجعه كنند بعيون اخبار الرضا عليه السلام راجع بمناظره آن حضرت با مأمون .