تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
اشجار * ( جَمِيعاً ) * همهء آنها * ( مِنْه ) * در حالتى كه حاصل است از جانب او نه غير او ، و محتمل است كه * ( مِنْه ) * خبر مبتداى محذوف باشد و تقدير اينكه هي جميعا منه يعنى آن اشياء بهيئات مجموعى از جانب او است ، و احتمال آن نيز دارد كه و * ( سَخَّرَ لَكُمْ ) * تأكيد سخر لكم اول باشد و * ( ما فِي السَّماواتِ ) * مبتداء و * ( مِنْه ) * خبر او يعنى جميع آنچه در آسمان و زمين است از نزد او است يا آنكه * ( ما فِي الأَرْضِ ) * مبتداء باشد و * ( مِنْه ) * خبر او يعنى آنچه در زمين است از پيش او است * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در آن چه مذكور شد * ( لآياتٍ ) * هر آينه نشانهاى قدرت الهى است * ( لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ) * براى گروهى كه تفكر كنند در آن و به آن استدلال كنند بر وجود صانع قادر عليم منفرد در ذات آورده‌اند كه در بدايت اسلام بعضى از اهل ايمان با كفار در مقام نصيحت و موعظه درآمده ايشان را باسلام دعوت كردند و چون متنبه نشدند بايشان در طريق محاجّه سلوك نمودند و ايشان از فرط جهالت و عناد ملتفت احتجاج نشده زبان بشتم گشودند و هيچ از سخنان نالايق فرو گذاشت نكردند ، و اهل ايمان در صدد آن شدند كه انتقام خود از ايشان بكشند حق سبحانه آيه فرستاد كه : 14 - * ( قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا ) * در اينكلام مقول قول محذوف است كه آن ( اغفروا ) است و قرينه حذف دلالت جزا است بر آن يعنى بگو اى محمّد مر آن كسان را كه گرويده‌اند كه عفو كنيد و درگذريد تا عفو كنند و از سر انتقام درگذرند * ( لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ ) * مر آنان را كه توقع ندارند * ( أَيَّامَ اللَّه ) * روزهاى وقايع خداى را بدشمنان او يعنى روزهايى كه در آن خداى انزال عذاب نموده بر كافران و مشركان ، و عرب وقايع هلاك و عذاب را بايام تعبير ميكنند چنانچه يوم بعاث و يوم عماس ، مراد آنست كه انتقام از ايشان مكشيد تا خداى متولى مجازات ايشان شود ، در روزهايى كه مقرر است براى وقوع عذاب بر ايشان ( 1 ) ، يا درگذريد از انتقام كشيدن از قومى كه اميد ندارند بروزهايى كه حق سبحانه موقت ساخته از براى نصرت مؤمنان و ثواب دادن بايشان ، پس بيان علت
هامش
( 1 ) اين تفسير و تفسيرى كه بعد از اين نقل شده بهترين توجيهيست كه براى اين آيه شريفه در تفاسير اماميه مذكور است و اما توجيه اين آيه بر وجهى كه آن را منسوخ بدانيم به آيه قتال چنانچه بعضى از عامه گفته‌اند بعيد است و دليل قطعى بر ثبوت نسخ نسبت به اين آيه در دست نيست و علاوه ، منسوخ بايد قبل از ناسخ باشد و نزول سورهء مباركهء جاثيه در مكه اگر چه مورد اتفاقست ولى درباره اين آيه اختلاف كرده‌اند قتاده كه از جملهء مفسرين اهل سنت است گويد : اين آيه شريفه در مدينه نازل گشته و ماوردى همين را اختيار كرده و از قتاده و ابن عباس روايت كرده كه اين آيه در شأن عمر بن خطاب نازل گرديد و سبب نزول را قصهء غفارى دانسته به تفصيلى كه مرحوم مؤلف در سوره منافقين ذكر خواهد كرد .