اصلا نسبتى نيست * ( وَاللَّه وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ ) * و خداى به حق دوست پرهيزكارانست پس تو هم دوستى با ايشان كن نه با مشركان قريش يا آنكه چون خداى دوست متقيانست و ناصر و حافظ ايشان پس از تناصر و تعاون كفار بر عداوت تو غمگين مشو چه او سبحانه ناصر تست بر ايشان و حافظ تو از شر ايشان .
20 -
* ( هذا ) * اين قرآن يا اتباع شريعت اسلام * ( بَصائِرُ لِلنَّاسِ ) * بينائيهاى دالست براى مردمان يعنى ادله بينه است كه مبصر وجه فلاح و نجاتست و مبين امور دينيه تا به آن راه حق را ببينند و در آن سلوك نمايند * ( وَهُدىً ) * و راه نماينده ايست از ضلالت بهدايت * ( وَرَحْمَةٌ ) * و بخششى و نعمتى است از جانب حضرت احديت * ( لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ ) * مر گروهى را كه بيگمان شوند يعنى از بيداى ريب و شك و كفر گذشته طلب سر منزل يقين كنند تا از حضيض در كه عذاب باوج درجهء ثواب رسند آوردهاند كه جماعتى از مشركان مكه با اهل ايمان گفتند كه اگر بعث و حشر واقعى است چنان كه زعم شما است ما آنجا نيز از شما بمال و جان در پيش خواهيم بود هم چنان كه در اينجا از شما افزونيم آيه آمد .
21 - أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ ام منقطعه است و معنى همزه دوام انكار حسبان و اجتراح بمعنى اكتساب و جارحه كه اسم يد است از آن مشتق است يعنى آيا پنداشتهاند آنان كه كسب كردند انواع بديها را كه آن كفر است و ساير معاصى أَنْ نَجْعَلَهُمْ آنكه بگردانيم ايشان را در نشأة آخرت كَالَّذِينَ آمَنُوا مانند آنها كه گرويدهاند به خدا و رسول وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند عملهاى شايسته يعنى هرگز مشركان در مرتبهء مؤمنان نخواهند بود ( 1 ) ، و بعضى گويند كه اين أَمْ متصله است و معطوف عليه او محذوف و تقدير كلام اينكه هذا القرآن بصائر للناس مؤدية الى الجنة ا تعلم ذلك ام حسب الذين الآية يعنى قرآن دلايل روشن است مر مردمان را كه مؤدى ببهشت است آيا ميدانند اين را يا ميپندارند كه ايشان همچو مؤمناناند كه
هامش
( 1 ) جمعى از مفسرين شأن نزول اين آيه شريفه را أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ ) * الاية چنين نوشتهاند : كه جمعى از مشركين مكه بمؤمنين ميگفتند كه اگر حشر و بعث واقع گردد چنان كه شما مؤمنان مىپنداريد ما در آنجا نيز از شما خوشتريم ، هم چنان كه در دنيا سعادتمندتر و خوشحالتريم * ( نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَأَوْلاداً . . ) * پس بدين مناسبت اين آيه مباركه نازل گشت . نگارنده گويد : با فرض صحت اين نقل نخستين وجهى كه مرحوم مؤلف در تفسير سَواءً مَحْياهُمْ وَمَماتُهُمْ ذكر فرموده انسب و اظهر است و توضيح آنكه ضمير محياهم و مماتهم هر دو را راجع به الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ بدانيم و بگوئيم مفاد اين جملهء مباركه انكار استواء حيات و ممات اينانست يعنى آيا گمان كردهاند آنان كه كسب كردند بديها را ( از كفر و شرك و معاصى ) كه ما ميگردانيم اينان را در قيامت مانند كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك و شايسته به عمل آوردهاند و اينكه مساويست ( بنا بر بدليت ) و يا در حالتى كه يكسانست ( بنا بر حاليت ) زندگانى و ممات ايشان بلكه در نشئه آخرت ببدترين عذابى گرفتار خواهند بود .