نكنند و ميفرمايد كه :
6 - * ( تِلْكَ آياتُ اللَّه ) * ادله متقدمه دلايل قدرت خدا است يا آيتهاى مذكوره آيات قرآنست * ( نَتْلُوها عَلَيْكَ ) * در حالتى كه ميخوانيم آنها را بر تو * ( بِالْحَقِّ ) * براستى و درستى نه بباطل و كجى و هر گاه كه كفار بآيات الهى كه در نهايت وضوح و ظهورند نميگروند * ( فَبِأَيِّ حَدِيثٍ ) * پس بكدام سخن بعد اللَّه و اياته پس از خدا و دلايل قدرت او * ( يُؤْمِنُونَ ) * ايمان مياوريد ، و حفص بغيبت خوانده يعنى بكدام سخن تصديق خواهند كرد و مراد به * ( بَعْدَ اللَّه وَآياتِه ) * بعد آيات اللَّه است و تقديم اسم اللَّه به جهت مبالغه و تعظيم است از قبيل اعجبنى زيد كرمه كه بمعنى اعجبنى كرم زيد است و ميتواند بود كه مضافى محذوف باشد و تقدير كلام اينكه بعد حديث اللَّه يعنى بكدام سخن بعد از سخن خدا كه قرآنست و آيات قدرت او تصديق خواهند كرد ، و مؤيد اينست آيه كريمه اللَّه نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ و فرق ميان حديث كه قرآنست و ميان آيات آنست كه حديث قصصى است كه از او مستخرج مىشود عبرى كه مبين حق باشد از باطل و آيات ادله فاصله ميان صحيح و باطل خواه آنكه از جنس كلام باشد يا نه :
7 - * ( وَيْلٌ ) * سختى عذاب يا چاه ويل كه در قعر جهنم است و پر از خون و چرك دوزخيان * ( لِكُلِّ أَفَّاكٍ ) * براى هر كذاب است * ( أَثِيمٍ ) * بسيار گناه كننده ، و گويند مراد به آن نضر بن حارث است پس در صفت او ميفرمايد كه :
8 - * ( يَسْمَعُ ) * ميشنود * ( آياتِ اللَّه ) * آيتهاى كلام خدا را * ( تُتْلى عَلَيْه ) * كه خوانده مىشود بر او * ( ثُمَّ يُصِرُّ ) * پس اصرار مىكند يعنى ثابت قدم مىشود در كفر و عناد خود * ( مُسْتَكْبِراً ) * در حالتى كه گردن كش است از ايمان آوردن بدان و ايراد * ( ثُمَّ ) * كه موضوع است از براى تراخى ايذانست به آنكه اصرار و استكبار بعد از استماع آيات واضحه و دلائل ناطقه بحقيت قرآن بسيار مستبعد است نزد عقول و طباع و عادات و آن كافر معاند به جهت عدم انتفاع او از آن * ( كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها ) * گوئيا كه هرگز نشنيده است آن را و هر گاه حال او در اصرار و عناد به اين مثابه است * ( فَبَشِّرْه ) * پس بشارت ده او را اى محمد * ( بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) * بعذابى دردناك لفظ بشارت در مقام انذار اشارتست بتهكم كفار .
9 - * ( وَإِذا عَلِمَ ) * و چون بداند * ( مِنْ آياتِنا ) * از آيتهاى كتاب ما * ( شَيْئاً ) * چيزى را بعد از استماع آن يعنى چون برسد به او آيات ما و بداند كه آن قرآن است * ( اتَّخَذَها هُزُواً ) * فرا گيرد آن را مهزوّ به يعنى به آن استهزاء و افسوس كند و بنوعى با جهلهء روزگار خود باز گويد كه از حق و صواب منحرف باشد ، يا آنكه هيچ چيز در او نيابد كه مناسبتى بهزل و سخريت داشته باشد چنان كه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٩٢