تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
از اهل بهشتاند يا دوزخ و به جهت آن ايمان نياورديم و بقول ايشان كه اگر كتاب نازل شود ما ايمان ميآوريم چون قرآن نزول اجلال يافت . 170 - * ( فَكَفَرُوا بِه ) * پس نگرويدند به آن * ( فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانند عاقب كفر و شرك خود را كه آن مغلوبيت است در دنيا و عقوبت در عقبى ، و بعد از آن به جهت زيادتى تهديد وعيد ايشان ميفرمايد كه : 171 - * ( وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا ) * و هر آينه پيشى گرفته است سخن ما * ( لِعِبادِنَا ) * براى بندگان ما * ( الْمُرْسَلِينَ ) * كه فرستاده شدگان بودند يعنى پيغمبران و آن سخن اينست كه : 172 - * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه رسولان ما * ( لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ) * هر آينه ايشان نصرت داده شدگانند . 173 - إِنَّ جُنْدَنا و بدرستى كه لشكريان ما كه متابعان انبياى مايندهُمُ الْغالِبُونَ هر آينه ايشان غلبه كنندگاناند بر كافران در دنيا و عقبى اما در دنيا بنصب حجاج و در ملاحم قتال اما در عقبى بعلو ايشان بر آنها كما قال وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ و لازم نميآيد انهزام ايشان در بعضى معارك چون قضية حنين زيرا كه در عاقبت كار غلبيت از جانب ايشان بود اگر چه در اول حال مبتلا و ممتحن شدند ، و از حسن بصرى مرويست كه مراد به آيه نصرت ايشان است در معارك جهاد چه هيچ پيغمبرى در حرب مغلوب نشد و مقتول نگشت زيرا كه ايشان اساس امتند و قاعدهء ايشان بلكه هر كه مقتول شد از ايشان قتل او بر وجه غيله يا بر وجه ديگر بوده كه در غير حرب واقع شده و اگر پيش از نصرت فوت شده يا كشته گشته حق سبحانه امت او را بعد از او نصرت كرامت فرموده و چون كه نصرت قوم او است گويا كه او شرف نصرت يافته ، از ابن عباس منقولست كه اگر انبياء در دنيا منصور نشوند در آخرت منصور خواهند بود ، و گويند غالبيت ايشان در اغلب اوقاتست پس اگر در واقعه اى قضيه منعكس شود بر سبيل ندرت خواهد بود و متضمن حكمت و مصلحت و سدى بر آنست كه مراد از نصرت حجت است و شكى نيست كه جميع انبياء و اهل ايمان در ايراد حجج واضحه بر همه كافران غالب مطلقاند و تفسير كلمه بجملتين كه متضمن كلمات متعدده‌اند به جهت انتظام آن كلمات است در معنى واحد كه آن نصرت است ، پس در حكم كلمهء واحده باشند ، و مراد از سبق كلمه اثبات آنست در لوح محفوظ هم چنان كه فرموده كه كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي و بعد از ذكر ادله واضحه بر بطلان اهل شرك حضرت رسالت را امر ميفرمايد كه چون اهل شرك و كفر با وجود حجج لامعه و براهين ساطعه قدم از ظلمتكدهء كفر و شرك بيرون نمينهند و رو بضياى فضاى ايمان