يعنى شما و آنچه او را ميپرستيد قادر نيستيد به اينكه اضلال مردمان كنيد و ايشان را بعبادت آن چيز درآوريد و على التقديرين ضمير أَنْتُمْ متعلقست بعبده و معبودان ايشان بر طريق تغليب مخاطب بر غايب و جايز است كه وَما تَعْبُدُونَ مفعول معه باشد و ساد مسد خبر و تقدير كلام اينكه انكم قرناء آلهتكم لا تزالون تعبدونها يعنى بدرستى كه شما قرين و همنشين خدايان خوديد كه از هم جدا نميشويد و هميشه بعبادت آنها مشغوليد و بنا بر اين ما أَنْتُمْ كلام مستأنف باشد و ضمير أَنْتُمْ متعلق بعبده يعنى نيستيد شما اى بتپرستان بر آنچه ميپرستيد مضل بندگان و مغوى ايشان مگر اصحاب جحيم كه در علم الهى مقرر شده باشد كه ايشان معذب خواهند شد به عذاب اليم حق سبحانه بعد از آن به جهت رد قول آنها كه ملائكه را معبود خود ميدانستند و بپرستيدن ايشان اقدام مينمودند بجبرئيل امر فرمود كه حبيب مرا از عبوديت خود و ابناى جنس خود خبر ده و بگو كه :
164 - * ( وَما مِنَّا ) * و نيست از ما هيچكس * ( إِلَّا لَه ) * مگر آنكه مر او را براى عبادت * ( مَقامٌ مَعْلُومٌ ) * جائيست دانسته شده و مقرر گشته كه در آنجا بپرستش او سبحانه مشغولست و از آن تجاوز نميتواند نمود ، يعنى هر يكى از ما را به قدر مرتبه خود مقامى است از عبادت كه از آن در در نميتوان گذشت بعضى منتصب و بعضى راكع و بعضى ساجد كه هيچكدام از آن حال به حالت ديگر منتقل نميتواند شد پس چون مخلوق و مربوب او سبحانه باشيم و ببند بندگى او در بند و از روى خوف و خشيت و خشوع و مذلت بعبادت او مشغول چگونه لياقت رتبه معبوديت داشته باشيم ، و احتمال دارد كه اين كلام و آنچه قبل از اوست يعنى سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ متصف باشد به آيه وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ بر تقدير آنكه مراد از جن ملائكه باشند پس اين آيات مقول قول ملائكه باشد و حاصل معنى اينكه فرشتگان ميدانند كه مشركان افتراء مينمايند بر ايشان در نسبت دادن ايشان را بپروردگار عالميان و گواهى ميدهند بر احضار ايشان به عذاب دايمى در آن سر او تسبيح و تنزيه ميكنند او سبحانه را از اين وصف نالايق و ناسزا ، و استثناء ميكنند بندگان مخلص را از اينگفتار ناروا و ميگويند مر اين كفره را كه شما و معبودان شما قدرت نداريد كه بندگان خدا را اضلال كنيد و بر دين او غالب شويد و آن را بپوشانيد مگر آن كسانى را كه علم خدا متعلق باشد به آنكه عاقبت ايشان بكفر منجر شود و مثل شما در عذاب جحيم و عقاب اليم گرفتار شوند . و چگونه ما مناسبت به او سبحانه داشته باشيم و در نسب به او مرتبط باشيم و حال آنكه بندگان درگاه و ذليلان بارگاه اوئيم و هر كدام از ما را مقامى از طاعت و عبادت است كه استطاعت آن ندارد كه از آن تنزل نمايد به جهت خوف عتاب و ترس عقاب .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٧