165 - * ( وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ) * و بدرستى كه ما صف كشيدگانيم باقدام در موقف طاعت و موضع عبادت و گسترانندگانيم اجنحه خود را به جهت خشوع و يا از براى انتظار او سبحانه تا چون امر او نازل شود فى الحال در آن مسارعت نمائيم و اصلا تعلل و اهمال ننمائيم و اگر العياذ باللَّه اندك تهاونى در آن واقع شود مستوجب سخط او سبحانه شويم .
166 - * ( وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ) * و بدرستى كه ما تسبيح گويندگانيم مر خداى را و تنزيه كنندگان از جميع آنچه لايق و سزاوار ذات اقدس او نباشد ، ابن عباس گفته كه در آسمان يك شبر يافت نميشود مگر كه آنجا فرشته هست كه به تسبيح الهى مشغول است و ميتواند بود كه فقره اول اشارت باشد بدرجات ايشان در طاعت و ثانى در معارف حضرت عزت ، و در بعضى تفاسير آوردهاند كه اين كلام در شأن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و مؤمنانست و معنى آنست كه هر يك از ما فرداى قيامت در بهشت مقامى معلوم خواهيم داشت به قدر اعمال و امروز صفزدگانيم به نماز و به پاكى و پاكيزگى ياد كنندگان ملك متعال و ايراد تأكيدات چون ذكر ( ان ) و لام و توسيط فصل دليلست بر مواظبت طاعت و دوام ذكر بدون شوب قصور و فتور خواه نسبت بفرشتگان خواه نسبت به حضرت رسالت و ساير اهل ايمان ، و در روايت واقع شده كه پيش از نزول اين آيه مؤمنان در نماز صف را مرعى نميداشتند و چون اين آيه آمد به اين امر اقدام نمودند و بصف جماعت ايستادند ، آوردهاند كه مشركان مكه پيش از بعثت ميگفتند كه اگر كتابى بما نازل مىشد ما دست از لوث شرك شسته منقاد آن ميشديم و اوامر و نواهى آن را اطاعت مينموديم و تكذيب آن نمينموديم و مخالفت آن نميكرديم هم چنان كه جماعتى كه پيش از ما تورية و انجيل بر ايشان نازل شد تكذيب آن كردند و مخالفت نمودند ، چون قرآن كه اشرف كتب سماويست نازل شد به آن نگرويدند و بر كفر خود مصر شدند حق سبحانه حضرت رسالت را مخبر نموده فرمود كه :
167 - * ( وَإِنْ كانُوا ) * و بدرستى كه بودند كافران قريش كه پيش از بعثت * ( لَيَقُولُونَ ) * ميگفتند .
168 - * ( لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ) * اگر ميبود نزد ما * ( ذِكْراً ) * كتابى كه متضمن ذكر و نصيحت باشد * ( مِنَ الأَوَّلِينَ ) * از جنس كتب پيشينيان ، يعنى اگر بر ما نيز كتابى نازل ميشد هم چنان كه بايشان آمد .
169 - * ( لَكُنَّا ) * هر آينه مىبوديم ما * ( عِبادَ اللَّه ) * بندگان خداى * ( الْمُخْلَصِينَ ) * پاك كرده شدگان از لوث شرك و كفر و باخلاص عبادت كنندگان خداى ايشان ، در امتناع ايمان اين عذر ميگفتند كه ما نمىدانيم اخبار جماعتى را كه پيش از ما بودند كه صادقند در آن يا كاذب و
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٨