تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
182 - * ( وَالْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * يعنى همه سپاس و ستايش مر خداى راست كه پروردگار عالميان و منعم ايشانست ، يا آنكه حمد كنيد خداى را كه آفريدگار اين جهان و آن جهانست مراد تعليم بندگانست كه بچه كيفيت سلام گويند بر انبياء عليهم السّلام و بچه نوع بر زبان رانند حمد خداى را بر آنچه انعام كرده از ارسال رسل و انزال كتب و توفيق ايمان و حسن عواقب و غير آن . و چون كه اين سوره مشتمل است بر آنچه كفار مىگفتند در حق تعالى از اوصاف نالايق و ناسزا و بر اذيت رسولان از جانب ايشان و بر نصرت پيغمبران بر ايشان از اينجهت حق سبحانه ختم اينسوره نمود بتنزيه ذات خود از اوصاف مذكوره و تسليم رسولان بنجات مرضيه و حمد كردن بر عواقب حسنه و لهذا آن را بر تسليم مؤخر داشته ، و اصبغ بن نباته از حضرت امير - المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه ( من أراد أن يكتال بالمكيال الاوفى من الاجر يوم القيامة فليكن آخر كلامه من مجلسه سبحان ربك رب العزة عما يصفون و سلام على المرسلين و الحمد للَّه رب العالمين ) يعنى هر كه مىخواهد كه بر او پيمايند مزد ثواب او را بپيمانه تمامتر بايد كه آخر كلام او از مجلس او اين باشد .

سورة ص

مكيست و هشتاد و هشت آيه است بعدد كوفى ، و هشتاد و شش حجازى ، و هشتاد و پنج در عدد ايوب بن متوكل ، اختلاف در سه آيت است ذِي الذِّكْرِ كوفيست و غَوَّاصٍ غير بصرى وَالْحَقَّ أَقُولُ كوفى است و بصرى . ابى بن كعب از حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كند كه هر كه سورهء ص بخواند حق سبحانه به وزن جميع كوه ها كه مسخر داود بودند و با او تسبيح مىكردند او را ثواب دهد و نگه دارد او را از گناهان كبيره و اصرار نمودن بر صغيره ، و عياشى باسناد خود از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه هر كه در شب جمعه سوره ص قرائت نمايد او را چندان خير دنيا و آخرت بدهند كه به هيچ كس نداده باشند مگر بپيغمبر مرسل يا فرشته مقرب ، و او را ببهشت برند با هر كه با او باشد از اهل بيت او حتى خادمى كه در دنيا به خدمت او اقدام نموده باشد اگر چه از عيال او نبوده و از اهل شفاعت نبوده باشد . و بدانكه چون حق سبحانه ختم سوره و الصافات نمود بذكر قرآن و رسول و انكار كفار او را در وقت دعوت ، افتتاح اين سوره به قرآن كرد و رد كفار فرمود :
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 32 | الملا فتح الله الكاشاني