تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
نمىدانند پس بنا بر اين ختم آن نه بر طرز سابق خواهد بود و نه بر طريق لاحق و اين هنگام حط مرتبهء او نسبت بانبياى سابقه و علو مرتبه او نسبت بلوط و يونس استشمام ميتوان نمود بلكه ميتوان گفت كه ايثار الياسين بر الياس كه اشهر از او است اشارتى به اين معنى هست و اگر چه مراد از آن علم باشد ، و ببايد دانست كه حكمت در تكرير قصص انبيا تشويق عباد است به مثل آنچه ايشان متصف بودند به آن از مكارم اخلاق و محاسن جلال و زجر مردمان از آنچه مشركان به آن متسم بودند از مساوى خصال و مقابح افعال ، و چون او سبحانه در اول سوره پيغمبر خود را امر فرمود باستيفاى مشركان قريش از وجه انكار بعث و بعد از آن به جهت انذار ايشان سوق كلام نمود بقصص انبياء و بيان عقوبات امم ايشان كه در عقايد باطله مساوى ايشان بودند باز سر رشته كلام را بجانب ايشان كشيده پيغمبر خود را امر مينمايد باستفتاى ايشان بر وجه تقسيم ما لا ينبغى و قسمت غير مرضى كه آن تخصيص اناث است به او سبحانه و اختصاص ذكور به خود و ميگويد يا محمّد . 149 - * ( فَاسْتَفْتِهِمْ ) * پس طلب حكم كن در اينقسمت و وجه آن را بپرس از بنو خزاعه و بنو مليح و جهينه كه ملايك را بنات اللَّه ميگويند و از روى تقريع از ايشان سؤال كن كه * ( أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ ) * آيا مر پروردگار تو را دخترانند * ( وَلَهُمُ الْبَنُونَ ) * و مر ايشان را پسران يعنى از ايشان بپرس كه آيا چگونه است كه اضافهء بنات به او سبحانه ميكنيد و پسران را از براى نفس خود اختيار مينمائيد و از دختران مستكبر و مستنكفيد و به جهت آن ايشان را زنده بگور ميكنيد . 150 - * ( أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ ) * يا آنكه آيا ما آفريده‌ايم فرشتگان را * ( إِناثاً ) * زنان * ( وَهُمْ شاهِدُونَ ) * و حال آنكه ايشان حاضر بودند بوقت آفريده شدن آنها يعنى چون كه ايشان نزد آفريدن ملائكه حاضر نبودند پس چگونه حكم به انوثت ايشان ميكنند اختصاص معرفت انوثت بمشاهده به جهت آنست كه انوثت از لوازم ذات ايشان نيست تا بعقل صرف دون مشاهده معرفت به آن پيدا توان كرد پس اطلاق انوثت بر ايشان بدون مشاهده آن از فرط جهل ايشان باشد ، كفار در اين گفتار با وجود شرك مرتكب چند چيز ديگر شده‌اند كه هر يك از آن علت تامه‌اند از براى خلود ايشان در نيران يكى تجسم او سبحانه زيرا كه ولادت مخصوص است باجسام ، دوم تفضيل نفسهاى خود بر او سبحانه چه اوضع جنسين را مخصوص به او ساخته‌اند و ارفع آن را از براى خود اختيار نموده‌اند ، سوم استهانت ملائكه كه اكرم مخلوقاتند و اقرب ايشان به او سبحانه زيرا كه بتأنيث ايشان قايل گشته‌اند و حق سبحانه به جهت فظاعت اين گفتار ابطال و انكار آن را در كلام خود مكرر ايراد فرموده چون تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً و قوله وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَه و قوله بَدِيعُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَه وَلَدٌ و قوله وَجَعَلُوا لَه مِنْ عِبادِه جُزْءاً