تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
صفات سيئه باشد و متخلى از اخلاق سنيه و لهذا حق سبحانه انكار قول ايشان نموده فرمود كه : 32 - * ( أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ ) * آيا ايشان بخش ميكنند رحمت پروردگار ترا كه نبوتست يعنى نه آنست كه مفاتيح رسالت در قبضه اقتدار ايشان باشد تا بر هر كه اراده نمايند فتح باب نبوت كنند * ( نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ ) * ما بخش كرده‌ايم در ميان ايشان * ( مَعِيشَتَهُمْ ) * چيزى را كه سبب زندگانى ايشانست در ارزاق * ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * در زندگانى دنيا و ايشان از تدبير و تعيين آن عاجز مطلقاند ، و هر گاه ايشان از تدبير قسمت ارزاق عاجزاند با آنكه مخصوص بمصالح دنيويه ايشانست پس چگونه در امر رسالت كه اعلى مراتب انسانست تصرف نمايند و آن را بمشيت خود معلق سازند ، و نيز به جهت تأكيد قول مذكور ميگويد كه * ( وَرَفَعْنا ) * و بر داشته‌ايم * ( بَعْضَهُمْ ) * برخى از ايشان را يعنى آدميان را * ( فَوْقَ بَعْضٍ ) * بر بالاى برخى ديگر * ( دَرَجاتٍ ) * درجه ها از روزى تا آنكه يكى بسبب بسط ارزاق مشعوف است و ديگرى به جهت قبض آن ملهوف ، و يكى بحريت خرسند است و ديگرى ببندگى دربند ، و شخصى به زور بازوى خود مغرور و ديگرى بضعف و ناتوانى خود ملول و نفور و اين رفع و خفض و قبض و بسط * ( لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً ) * به جهت آنست كه فرا گيرند برخى آدميان برخى ديگر را * ( سُخْرِيًّا ) * مسخر سازنده و رام كننده در عمل يعنى تا يكديگر را كار فرمايند به اين وجه كه يكى بمال معاون ديگرى شود و ديگرى باعمال مساعدت ديگرى نمايد و بسبب آن مهمات ايشان ساخته شود و معاش ايشان پرداخته گردد و موجب ايتلاف و استيناس همه ايشان شود و سبب انتظام قوام عالم ، و شبهه نيست در آنكه تفويض امر رفع و خفض و بسط و قبض ببندگان بمظان خلل است در عالم ، و وقوع مهالك و مفاسد در ميان بنى آدم و هر گاه كه بسبب تفويض تدبير معيشت دينيه ببندگان عواقب امور ايشان به هلاكت و اهلاك و فساد و افساد كشد پس چگونه امر نبوت كه رحمت كبرى و رأفت عظمى است و واسطه حيازت حظوظ عقبى در قبضهء تصرف ايشان تواند بود * ( وَرَحْمَتُ رَبِّكَ ) * و بخشش پروردگار تو يعنى نعمت نبوت و آنچه تابع آن است از فوز و نجات و وصول بروضات جنات * ( خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ) * بهتر است از آنچه جمع ميكنند كافران از حطام اين جهان و آن را سرمايه بزرگى خود ميدانند ، پس اخبار مينمايد از هوان اين جهان و قلت مقدار آن نزد او و ميفرمايد كه : 33 - * ( وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ ) * و اگر نه كراهت آن بودى كه گشتندى آدميان * ( أُمَّةً واحِدَةً ) * يك گروه مجتمع بايثار كفر بر ايمان و اختيار حب دنيا و حرص آن بر آن جهان * ( لَجَعَلْنا ) * هر آينه مىگردانيديم * ( لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ ) * براى كسى كه نميگرود بخداى * ( لِبُيُوتِهِمْ ) * مر خانهاى ايشان را و اين بدل اشتمالست از * ( لِمَنْ يَكْفُرُ ) * يعنى ميگردانيديم خانهاى كافران
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 245 | الملا فتح الله الكاشاني