تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
دلائل منصرف بتقليد ساخته . 24 - * ( قالَ ) * بگو اى محمّد و حفص قال ميخواند به صيغه ماضى يعنى آن پيغمبر بعد از استماع اينكلام از ايشان گفت كه * ( أَ وَلَوْ جِئْتُكُمْ ) * آيا متابعت پدران نادان خود ميكنيد و اگر چه آورده‌ام شما را * ( بِأَهْدى ) * يدينى راستتر و بهدايت نزديكتر * ( مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْه ) * از آنچه يافته‌ايد بر آن * ( آباءَكُمْ ) * پدران خود را ، ايراد لفظ * ( بِأَهْدى ) * به جهت حسن تلطف است در استدعاى ايشان به حق و معنى مراد آنست كه اگر بالفرض آنچه شما دعوى ميكنيد حقست و موصل اهتداء من آنچه بشما آورده‌ام احق و اصوبست بطريق هدايت و رشاد و تبعيت آن اولى و اوجب ، القصه ايشان به جهت رسوخ تقليد و فرط عناد و اقناط پيغمبر خود از نظر كردن و تفكر نمودن * ( قالُوا ) * گفتند در جواب پيغمبر * ( إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه ) * بدرستى كه ما بدانچه فرستاده شده‌ايد بدان اى مدعيان نبوت * ( كافِرُونَ ) * ناگرويدگانيم . 25 - * ( فَانْتَقَمْنا ) * پس انتقام كشيديم * ( مِنْهُمْ ) * از اين مقلدان معاندان به عذاب استيصال * ( فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ ) * پس بنگر كه چگونه بود * ( عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ) * سرانجام تكذيب - كنندگان ، اين اشارتست به آنكه عاقبت محمود مر مصدقان راست كه اهل حقند و چون حق سبحانه مذمّت تقليد فرموده و امر كرد باتباع دليل در عقب آن ذكر قصهء ابراهيم نمود كه تابع حجت بود و موضح محجه و فرمود كه : 26 - * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ ) * و ياد كن اى محمّد چون گفت ابراهيم خليل عليه السّلام بعد از خروج او از غار * ( لأَبِيه ) * مر پدر خود را يعنى عم خود را آزر كه در تربيت و شفقت نسبت به او بمنزله پدر بود * ( وَقَوْمِه ) * و مر گروه خود را كه بعبادت اصنام و كواكب مشغول بودند * ( إِنَّنِي بَراءٌ ) * بدرستى كه من بيزارم * ( مِمَّا تَعْبُدُونَ ) * از آنچه پرستش ميكنيد آن را پس خالق خود را از آن استثناء كرده فرمود كه : 27 - * ( إِلَّا الَّذِي ) * ليكن آن خدايى كه * ( فَطَرَنِي ) * پيدا كرد و بيافريد مرا * ( فَإِنَّه ) * پس بدرستى كه او * ( سَيَهْدِينِ ) * زود باشد كه راه راست نمايد مرا بتوفيق دادن در نصب ادله و بدانكه * ( إِلَّا ) * احتمال دارد كه متصل باشد بر تقدير تعميم ماء موصول در أولو العلم و غير آن ، و احتمال صفت نيز دارد گاهى كه ماء موصوفه باشد و تقدير كلام اينكه اننى براء من آلهة تعبدونها غير الذى فطرنى و تسويف هدايت به جهت آنست كه فَهُوَ يَهْدِينِ كه در سوره شعراء واقع شده دالست بر - هدايت فعلى ، پس تقدير جمع بينهما دلالت خواهد كرد بر استمرار هدايت در حال و استقبال 28 - * ( وَجَعَلَها ) * و گردانيد ابراهيم كلمهء توحيد يعنى كلمهء طيبه لا إِله إِلَّا اللَّه يا قول