هود عليه السّلام تهديد ايشان نمود بنزول عذاب ، ايشان از روى استكبار التفات به او نكردند و سخن او را كأن لم يكن انگاشته و به قوت و بجسامت و طول قامت خود مغرور شدند * ( وَقالُوا ) * و گفتند يهود * ( مَنْ أَشَدُّ مِنَّا ) * كيست سختتر از ما * ( قُوَّةً ) * از روى توانايى و تن آورى ، در خبر آمده كه قوت ايشان بمثابئى بود كه سنگ عظيم را از كوه بضرب دست بكندندى حاصل كه به جهت قوت و شوكت و جسامت خود مغرور شده از تهديد هود انديشه نكردند و گفتند كه چون هيچكس در اين عالم به قوت ما نميرسد پس بر دفع عذاب قادر خواهيم بود ، حق سبحانه رد قول ايشان كرده ميفرمايد كه * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * آيا ندانستند اين مغرور شدگان بتوانايى خود * ( أَنَّ اللَّه الَّذِي خَلَقَهُمْ ) * آن خدايى كه بيافريد ايشان را * ( هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً ) * او سختتر است از ايشان از روى قوة و توانايى و قدرت چه او قادر بالذاتست و توانا بر چيزى كه غير او را بر آن توانايى نيست پس قادر باشد بر انزال عذاب و اهلاك ايشان به آن * ( وَكانُوا ) * و اين عطف است بر * ( فَاسْتَكْبَرُوا ) * يعنى تكبر نمودند قوم عاد به جهت قوة و قدرت خود و بودند از روى استكبار و عناد * ( بِآياتِنا يَجْحَدُونَ ) * كه بنشانهاى قدرت ما ، يا بمعجزات جحود ميكردند و انكار مينمودند با وجود علم ايشان بحقيت آن و چون كفر و فسق ايشان به اين وجه بود .
16 - * ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ) * پس فرستاديم بايشان * ( رِيحاً صَرْصَراً ) * بادى شديد الصوت كه بآواز مهيب او هلاك شدند يا بادى بغايت سرد كه به جهت شدت برودت ايشان را هلاك ساخت * ( فِي أَيَّامٍ نَحِساتٍ ) * در روزهاى شوم كه آن اول دههء آخر شوال بود از بامداد روز چهارشنبه تا آخر چهارشنبه ديگر كه هشت روز و هفت شب است كقوله تعالى سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً در آثار وارد گشته كه نزول عذاب جميع مكذبه در روز چهارشنبه بود ، و از ضحاك منقولست كه خداى تعالى اول از ايشان هفت سال باران باز گرفت و در اين مدت اصلا باد ساكن نشد ، و بعد از آن باد را سخت گردانيد تا همه به آن مستأصل شدند ، و از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت است كه چون خداى تعالى بقومى ارادهء خير نمايد بايشان باران دهد بى باد و اگر نه باد دهد بىباران چنان كه باصحاب عاد كرد حاصل كه در ايام مذكوره باد صرصر را فرستاديم * ( لِنُذِيقَهُمْ ) * تا بچشانيم ايشان را * ( عَذابَ الْخِزْيِ ) * عذابى رسوايى و خوارى * ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * در زندگانى دنيا يعنى با وجود قوة و شكيمهء ايشان همه را خوار و ذليل گردانيديم و مستأصل ساختيم ، و بدانكه اضافهء عذاب بخزى از قبيل اضافهء موصوفست بصفت و در اين تقدير است كه العذاب الخزى يعنى عذابى كه رسوا سازنده و خوار كننده ايشان بود و مؤيد اينست قوله تعالى * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَخْزى ) * و هر آينه عذاب آن سراى كه دوزخست رسوا سازنده تر و خوار كننده تر است
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٩