تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ايجاد كلام كند در ايشان مثل ايجاد كلام در درخت ، سوم آنكه ظاهر سازد بر آنها علاماتى كه دلالت كند بر آنچه كسب كرده‌اند به آنها پس بلسان حال ناطق شوند : 21 - * ( وَقالُوا ) * و گويند كافران بر سبيل توبيخ يا از روى تعجب * ( لِجُلُودِهِمْ ) * مر اعضاى خود را كه گواهى بر ايشان داده باشند * ( لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا ) * از براى چه گواهى داديد بر ما و حال آنكه ما در دنيا آفات را از شما دفع ميكرديم و الحال درصدد آن بوديم كه عذاب را از شما بازداريم * ( قالُوا ) * گويند اعضاى ايشان كه ما را عتاب مكنيد و ملامت منمائيد كه ما به اختيار خود ناطق نشديم بلكه * ( أَنْطَقَنَا اللَّه الَّذِي ) * بسخن آورد ما را آن خدايى كه بقدرت كامله * ( أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) * بسخن آورد هر چيزى را كه از شأن او تكلم باشد ( 1 ) * ( وَهُوَ خَلَقَكُمْ ) * و او بيافريد شما را * ( أَوَّلَ مَرَّةٍ ) * از نخستين بار و از كتم عدم به صحراى وجود آورد * ( وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * و بسوى او بازگرديده شده‌ايد براى جزاء . يعنى از قدرت خداى كه قادر است بر انطاق مردمان و بر خلق شما در اول بار و بر اعاده و ارجاع شما بسوى جزاء غريب و عجيب نيست كه ما را بنطق در آورد و ميتواند بود كه * ( وَهُوَ خَلَقَكُمْ ) * كلامى مستأنف باشد و مجانس قوله تعالى : 22 - * ( وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ ) * يعنى در آن روز حق سبحانه امر نمايد بملائكه تا بايشان گويند بر سبيل الزام كه خداى تعالى مبدى و معيد شما است و نبوديد شما كه پوشيده شويد و مخفى نمائيد * ( أَنْ يَشْهَدَ ) * از آنكه گواهى دهد * ( عَلَيْكُمْ ) * بر اعمال و افعال شما * ( سَمْعُكُمْ ) * گوشهاى شما * ( وَلا أَبْصارُكُمْ ) * و نه ديدهاى شما * ( وَلا جُلُودُكُمْ ) * و نه اعضاى شما و اين كلام به جهت اين گويند كه كفار در دنيا نزد ارتكاب فواحش از مردمان مستتر مىشدند و در پس حجب و حيطان ميگريختند به جهت مخافت فضاحت و گمان نميبردند كه اعضاى ايشان بر ايشان گواهى دهند به آنچه پنهان كرده باشند حق سبحانه در آن روز فرمايد كه شما در دنيا نميتوانستيد كه پوشيده شويد از گوش و چشم و اعضايى كه بر شما گواهى دهند و شما را بكلام فصيح فضيح و رسوا سازند و در كشاف و انوار التنزيل مذكور است كه معنى آيه بر اين نهج است كه شما مستتر مىشديد از مردمان نزد ارتكاب معاصى و قبايح اما از شهادت اعضاء مستتر نمىشدند يعنى گمان حق نميبرديد كه اعضاى شما بر شما در اين روز گواهى دهند زيرا كه جاحد بعث و جزاء بوديد * ( وَلكِنْ ظَنَنْتُمْ ) * و ليكن گمان داشتيد * ( أَنَّ اللَّه لا يَعْلَمُ ) * كه خداى تعالى نداند * ( كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ ) * بسيارى
هامش
( 1 ) در نظر جمعى از محققين عموم * ( أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) * حقيقيست نه اضافى زيرا كه سر حيات و شعور و نطق در تمام كائنات سارى و جاريست و بالخصوص در عالم آخرت كه فرمود : * ( وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ ) * و مولوى نيز اشاره بدين مطلب نموده گويد :نطق آب و نطق خاك و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل( الخ ) و بنا بر اين تقييد شىء را به اينكه از شأن او تكلم باشد بىفائده خواهد بود .