گاهى برفق و گاهى بعنف و ساعتى بنصيحت و وقتى بفضيحت ، و تخصيص اين دو قوم بذكر به جهت آنست كه قريش در سفر يمن و شام در مواضع اين دو گروه عبور ميكردند و آثار عذاب ايشان را مشاهده مينمودند ، و چون صاعقه موجب صعق است كه بمعنى بيهوش كردند و اهلاكست پس هر عذابى كه موجب صعق باشد صاعقه توان گفت ، و ايراد صيغه جمع باعتبار توافق دعوى هود و صالح است بدعوى جميع پيغمبران پس گوئيا كه همه پيغمبران دعوت ايشان كردهاند ، و بدانكه * ( إِذْ جاءَتْهُمُ ) * حالست از * ( صاعِقَةً ) * نه آنكه صفت آن باشد يا ظرف أَنْذَرْتُكُمْ زيرا كه آن مستلزم فساد معنيست و جار و مجرور متعلق است به « جاء » و بعضى گفتهاند كه مراد از * ( مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ ) * جهت ماضيست و از * ( مِنْ خَلْفِهِمْ ) * جهت مستقبل ، يعنى در وقتى كه آمده بودند بانذار ايشان از عذابى كه بر امم مكذبه واقع شده بود و تخويف ايشان كردند از عقابى كه در عقبى از براى ايشان معد و مهيا خواهد بود ، يا آنكه رسولان كه بايشان آمده بودند از جانب ماضى و استقبال يعنى چون كه خبر پيغمبران متقدم بايشان رسيده بود و از پيغمبرانى كه بعد از ايشان دعوى نبوت كنند هود و صالح اخبار ايشان نموده بودند پس گوئيا همهء پيغمبران بايشان آمده بودند و احتمال دارد كه * ( مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ ) * عبارت باشد از كثرت موعظه و نصيحت مثل قوله تعالى يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ يعنى رسولان در جميع اعصار و ازمان نصيحت ايشان كرده بودند و پيوسته دعوت كرده * ( أَلَّا تَعْبُدُوا ) * به آنكه مپرستيد * ( إِلَّا اللَّه ) * مگر خداى به حق را و در عبادت غير را شريك او مگردانيد * ( قالُوا ) * گفتند آن كافران در جواب رسولان از روى تكذيب ايشان * ( لَوْ شاءَ رَبُّنا ) * اگر خواستى پروردگار ما كه رسول فرستد تا ما ايمان آوريم و غيرى را شريك او نسازيم * ( لأَنْزَلَ مَلائِكَةً ) * هر آينه فرستادى فرشتگان را بسوى ما تا ما را بدين توحيد دعوت كردند نه مثل شما كه از جنس مائيد و چون كفار منكر جميع پيغمبران بودند از اين سبب بصيغهء جمع خطاب كردند يهود و صالح و گفتند كه * ( فَإِنَّا ) * پس بدرستى كه ما * ( بِما أُرْسِلْتُمْ بِه ) * به آن چيزى كه فرستاده شدهايد بدان بر زعم خود * ( كافِرُونَ ) * ناگرويدگانيم زيرا كه شما مانند آدميانيد و هيچ فضلى و شرفى نيست شما را بر ما آن جاهلان بىبصيرت نميدانستند كه بعث پيغمبران بر حسب علم او سبحانه است بمصالح بندگان و لهذا مشغول به صورت شده از مشاهدهء معنى مشتغل بودند ، پس تفصيل قصه ايشان مىكند و ميگويد كه :
15 - * ( فَأَمَّا عادٌ ) * پس اما گروه عاديان * ( فَاسْتَكْبَرُوا ) * پس گردن كشى كردند و تعظيم نمودند بر اهل خود * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين احقاف كه بلاد يمن است * ( بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * بناسزا و ناروا يعنى بدون استحقاق آن چه تجبر و عتو ايشان به جهت محض كفر و صريح ظلم بود پس
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٨