تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
17 - * ( وَأَمَّا ثَمُودُ ) * و اما قبيلهء ثمود كه قوم صالح بودند * ( فَهَدَيْناهُمْ ) * پس دلالت كرديم ايشان را به راه راست بوسيلهء حجج و ارسال رسل و ازاحت علل بر وجهى كه ايشان را هيچ عذرى از آن نماند ، يا نموديم بايشان طريق ضلالت و رشاد كقوله تعالى وَهَدَيْناه النَّجْدَيْنِ * ( فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى ) * پس برگزيدند نابينايى را يعنى جهالت و ضلالت كفر و طغيان * ( عَلَى الْهُدى ) * بر راه راست ايمان * ( فَأَخَذَتْهُمْ ) * پس فرا گرفت ايشان را * ( صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ ) * قارعهء عذاب و داهيهء عقاب خوار كننده اضافه صاعقه به عذاب و وصف ان بهون به جهت مبالغه است و مراد به آن صيحه جبرئيل است كه بيك لحظه همه به آن هلاك شدند * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از تكذيب صالح عليه السّلام و عقر ناقه . 18 - * ( وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * و برهانيديم از آن صاعقه آنان را كه گرويده بودند بصالح عليه السّلام * ( وَكانُوا يَتَّقُونَ ) * و بودند كه پرهيز ميكردند از شرك ، اين آيه صريح است بر بطلان قول مجبره كه مجوس اين امتاند زيرا كه حق سبحانه فرمود كه آنچه تعلق به من دارد از اقدار و تمكن و ازاحت علت و نصب ادله و ساير الطاف بايشان دادم و با وجود اين كفر را بر ايمان اختيار كردند و اگر ايمان از فعل خدا بودى ايشان را در اختيار كفر اقتدارى نبودى ، و بعد از ذكر عقوبت دنيويه امم مكذبه احوال اخرويه مطلق كفره بيان مىكند و ميگويد : 19 - * ( وَيَوْمَ يُحْشَرُ ) * و ياد كن اى محمّد آن روز را كه حشر كرده شوند * ( أَعْداءُ اللَّه ) * دشمنان خدا از خلق اولين و آخرين * ( إِلَى النَّارِ ) * بسوى آتش دوزخ * ( فَهُمْ يُوزَعُونَ ) * پس ايشان بازداشته شوند ، يعنى پيشينيان را نگه دارند تا پسينيان بايشان رسند آن گاه ايشان را من حيث المجموع روانه كنند : 20 - * ( حَتَّى إِذا ما جاءُوها ) * تا وقتى كه بيايند به آتش لفظ * ( ما ) * زايده است از براى تاكيد معنى يعنى البته در وقتى كه بيايند به آتش دوزخ * ( شَهِدَ عَلَيْهِمْ ) * گواهى دهد بر ايشان سمعهم گوشهاى ايشان به آنچه شنيده باشند از دعوت حق و از آن اعراض نموده * ( وَأَبْصارُهُمْ ) * و ديدهاى ايشان به آنچه ديده باشند از آيات داله بر وحدانيت و ايمان به آن نياورده * ( وَجُلُودُهُمْ ) * و پوستهاى ايشان يعنى جوارح ايشان به آنچه مباشر آن شده باشند از اعمال قبيحه ، و در روايت آمده كه اول عضوى كه تكلم كند ران چپ و دست راست بود . و سدى و جمعى از مفسران گفته‌اند كه مراد بجلود فروج ايشان است كه بر ايشان گواهى دهند * ( بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * به آنچه بودند كه عمل ميكردند در دنيا و در شهادت جوارح سه قولست يكى آنكه خداى تعالى دهان و كام و زبان بر ايشان ايجاد فرمايد و بعد از آن ايشان را ملجأ سازد باعتراف نمودن و گواهى دادن بر صاحب خود ، دوم