تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
يا خلق فرمود در هر يك از آن آنچه ارادهء آن نمود از اصناف ملائكه و ساير نيرات ، يا الهام كرد بهر يك از آسمانها كه عبادت بچه نحو كنند * ( وَزَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا ) * و آرايش داديم آسمان نزديكتر را كه آسمان ( 1 ) اولست * ( بِمَصابِيحَ ) * بچراغها يعنى ستارگان كه مانند چراغها درخشانند چه بسبب لطافت آن جميع كواكب در آن مرئى ميشوند و اگر چه بعضى از آن در آسمان ديگر باشد * ( وَحِفْظاً ) * و نگاه داشتيم آسمان را نگاهداشتنى از آفات و يا از شياطين كه داعيه استراق سمع كنند و احتمال دارد كه * ( حِفْظاً ) * مفعول باشد بر حسب معنى و تقدير كلام اينكه و خلقنا المصابيح زينة و حفظا يعنى آفريديم ستارگان را به جهت آرايش آسمان و به جهت نگاهداشتن آن از صعود شياطين بر آن * ( ذلِكَ ) * آنچه مذكور شد از بدايع صنايع * ( تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ ) * اندازه كردن و آفريدن خداوند غالب است كه بقدرت كامله در ملك خود هر چه خواهد كند * ( الْعَلِيمِ ) * دانا بمصالح آفريدن چه خلق سماوات سبع از دخان و نيرين آن بمصابيح دلالتى تمام دارد بر كمال علم و قدرت او سبحانه و بر آنكه او غنى مطلقست كه اصلا احتياج بما سوى ندارد ، و بعد از تعداد آيات عظيمه كه دالست بر ربوبيت مطلقه وعيد اهل شرك و جحود مينمايد به اينكه : 13 - * ( فَإِنْ أَعْرَضُوا ) * پس اگر روى بگردانند مشركان از ايمان با وجود اين حجج بينه بر وحدت و قدرت * ( فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ ) * پس بگو اى محمّد بيم كردم و ترسانيدم شما را * ( صاعِقَةً ) * از عقوبت بيهوش سازنده و هلاك كننده كه در سرعت وقوع شدت گوئيا صاعقه آتش است * ( مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ ) * مانند عقوبت قوم عاد كه باد صرصر بود * ( وَثَمُودَ ) * و عذاب گروه ثمود كه صيحهء جبرئيل عليه السّلام بود و نزول اين عقوبت بر ايشان . 14 - * ( إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ ) * در حالتى بود كه آمده بودند بايشان پيغمبران يعنى هود و صالح * ( مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ ) * از پيش روى ايشان * ( وَمِنْ خَلْفِهِمْ ) * و از پس ايشان ، يعنى از جميع جوانب ايشان درآمده و از هر جهت و هر باب بنصيحت ايشان جد و جهد كرده و كوشش نموده
هامش
( 1 ) اين آيه شريفه با توجه بانكشافات جديده از چند وجه دلالت بر اعجاز علمى قرآن مينمايد حقتعالى در اين آيه و هم در بسيارى از آيات ديگر چون آيه 29 بقره * ( فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ) * و آيه 85 - مؤمنون * ( قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ) * الآية و آيه 12 - طلاق * ( اللَّه الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ ) * الاية و آيهء 3 ملك و آيه 15 نوح و آيه 12 نبأ و غير ذلك تعداد سماوات را تصريح فرموده و از مجموع اين آيات مستفاد ميگردد كه اولا آسمانها نوعى از مخلوقات بزرگ و با عظمت حضرت آفريدگارند و شمارهء آنها هفت است و ثانيا اين سماوات هفتگانه مغايرند با افلاك نه گانه اى كه حكماء متقدمين گفته‌اند چه انكشافات جديده پندارهاى آنان را در اين باره به كلى باطل و مردود ساخته و علاوه بر اين ، هر كه در آياتى كه راجع بخلق و تكوين سماوات است و هم در آياتى كه راجع بافلاكست مانند * ( كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ) * تأمل نمايد براى وى روشن خواهد شد كه لفظ فلك در قرآن بمعنى مصطلح حكماء نيست بلكه بمعنى مدار ستاره است چنان كه سماوات نيز كنايه از عموم ستارگان و يا خصوص سبعهء سياره نتواند بود چه اين خلاف ظاهر بلكه مخالف صريح بعض آياتست مانند همين آيه * ( وَزَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ ) * الايه و آيه 6 - صافات * ( إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ) * و آيه 5 ملك * ( وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا ) * الاية و هم آيات ديگرى كه هر يك دلالت دارد بر آنكه ستارگان غير سماواتست و هم دلالت مىكند بر بطلان عقيدهء قدماء كه همه ستارگان را مركوز در آسمان هشتم ميدانستند كما لا يخفى