تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
با وجود قدرت او سبحانه در آن واحد علماء را اختلافست بعضى گفته‌اند كه خلق و تقدير بر سبيل تدريج به جهت تعليم بندگانست تا در كارها تعجيل ننمايند و نكته ( التأنى من الرحمن و العجلة من الشيطان ) مؤيد اينست و بعضى بر آنند كه حكمت در آن اينست كه تا معلوم بندگان شود كه صدور اين امور از قادر مختاريست كه عالمست بمصالح و حكم چه اگر صدور آن از فاعل موجب دفعى بودى نه تدريجى پس به جهت اين حكمت در مدت چهار روز خلق زمين و انهار و نباتات نمود . 11 - * ( ثُمَّ اسْتَوى ) * بعد از آن قصد كرد بر وجه استقامت بدون اعوجاج * ( إِلَى السَّماءِ ) * بسوى آفريدن آسمان يعنى حكمت داعى او شد كه بعد از خلق اجرام سفليه خلق آسمان نمود بقدرت كامله غالبه بىصارفى كه او را از آفريدن آن منحرف سازد * ( وَهِيَ دُخانٌ ) * و حال آنكه آسمان در آن روز دودى بود ، ( 1 ) يعنى بخارات بهيئات دود ، در اكثر تفاسير مذكور است كه حق - سبحانه پيش از خلق عالم سفلى و علوى جوهرى سبز بيافريد و به نظر هيبت در او نگريست آب شد و بعد از آن آتش بر آن مسلط گردانيد تا به جوش آمد كفى و بخارى از آن پيدا گشت از آن كف زمين و از آن بخار آسمان ايجاد فرمود ، و در خبر است كه عرش خدا پيش از خلق آسمان و زمين بر بالاى آن بود پس از آن آب بخارى بيرون آورد و بر بالاى آب بداشت و بعد از آن آب را بسته ساخت و فتق آن نمود تا از آن بخار مرتفع شده آسمان خلق فرمود و عرش را بر بالاى آن بداشت ، و از ابن عباس نقل كرده‌اند كه خداى تعالى آسمان را از بخار زمين آفريد ، و بدانكه اصل زمين پيش از خلق آسمان مخلوق شده و دحو آن بعد از آن تحقق پذيرفت پس منافات نداشته باشد بآيهء وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها و مع ذلك محتمل است كه ايراد لفظ * ( ثُمَّ ) * به جهت اشعار باشد بر تفاوت مراتب ميان خلق آسمان و زمين نه دلالت بر تأخير ايجاد ، حاصل كه چون حق سبحانه خلق آسمان و زمين نمود * ( فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ) * پس گفت مر آسمان و زمين را * ( ائْتِيا ) * بيائيد به آنچه شما را
هامش
( 1 ) بايد دانست كه مفسرين قديما و جديدا براى كريمهء * ( وَهِيَ دُخانٌ ) * توجيهات نموده‌اند ولى هيچ يك از آن توجيهات مبتنى بر دليل محكم و برهان علمى نيست بلكه اكثر از قبيل فرضيات و حدسياتست و جائز نيست آيات قرآن را بر معانى فرضيه و خياليه حمل كرد لكن بايد اعتراف كرد كه بسيارى از مسائل فلكى را در هيئت جديده با آلات و وسائل دقيق اكتشاف كرده و از مسلميات شمرده‌اند و اگر مسئله اى ذاتا از قبيل فرضيات باشد ولى هر گاه مبادى و مبانى آن را با وسائل امروزى استكشاف نموده و بوسيلهء يك سلسله اكتشافات و مقدمات علمى و رياضى بدان مسئله رسيده باشند پس تا حدى آن نظريه مورد اعتماد خواهد بود و با فرض صحت آن نظريه پس اگر معنى آيه اى با آن منطبق گردد و حمل آيه بر آن معنى موجب عدول از ظاهر نباشد بلكه وجهى از وجوه اعجاز را ظاهر سازد پس در اين صورت در توجيه آيه قرآن بدان وجه ، اشكالى به نظر نميرسد مثلا جمعى از دانشمندان مغرب زمين در اثر اكتشافات دقيق خود بر خلاف فلاسفه قديم گويند : مواد گازى و سديمى ( غباريست لطيف مانند بخار و شبيه است به ابر بسيار نازك ) در تمام فضا منتشر و ما بين نجوم و ستارگان را كه صدها ميليارد از آنها در مجموعهء نجومى ما وجود دارد و هم بين نجوم و مجرات را پر كرده است و تكون بسيارى از اجرام سماوى را از آن مواد ميدانند پس محتملست قويا كه مادهء آسمانها همان گاز و سديم باشد كه در فضا انتشار دارد و نيز آيهء * ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخانٌ ) * اشاره باشد به همين مواد گازى و سديمى كه در فضا پراكنده است و حقتعالى نخست زمين را از اين مواد تكوين فرمود : و سپس آسمانها را و اما زمين در به دو تكون غير مدحوه بود و پس از خلق آسمانها مدحوه گرديد كه * ( وَالأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها ) * و شايد كريمهء * ( فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً ) * نيز اشاره باشد به آنكه خداوند توانا مواد گازى و سديمى منتشره در فضا را مورد امر قرار داده فرمود : بيائيد و گرد يكديگر جمع شويد طوعا يا كرها و چون ذرات لطيفه اى كه ماده آسمان و هم ذراتى كه مادهء زمين بود گرد همديگر مجتمع گشتند و بهم پيوستند زمين و آسمان خلق شد ( و اللَّه العالم بحقايق الاشياء )
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 175 | الملا فتح الله الكاشاني