آن را از معادن و منابع و از نباتات و اشجار بدون زرع و غرس و ميتواند بود كه ضمير راجع بأرض باشد يعنى بركت داد زمين را باشجار و زروع و انعام و ساير نباتات و حيوانات * ( وَقَدَّرَ فِيها ) * و تقدير كرد در زمين * ( أَقْواتَها ) * روزيهاى اهل زمين را يعنى معين ساخت در آن از براى هر نوعى از جنس حيوانات آنچه به آن معيشت كنند ، يا آنكه مقدر گردانيد در آن اقواتى را كه ناشى شده است از آن به اين وجه كه حدوث هر قوت را بقطرى از اقطار مخصوص ساخت چون گندم و جو و برنج و خرما و ذرت و امثال آن كه هر يكى غالب قوت بلدىاند ، و فائده اختصاص استرباح بندگانست بطريق تجارت و بر هر تقدير تقدير اين اقوات نمود * ( فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ ) * در تتمه چهار روز ، يعنى در دو روز ديگر كه آن سه شنبه و چهار شنبه بود ، و اينكلام از قبيل آنست كه كسى گويد سرت من البصرة الى بغداد فى عشرة و الى الكوفة فى خمس عشر سير كردم از بصره تا بغداد در مدت ده روز و تا كوفه پانزده روز يعنى تتمهء پانزده روز كه پنج روز است و ميشايد كه ايثار آن بر فِي يَوْمَيْنِ به جهت اشعار باشد باتصال اين دو روز به دو روز اول و تصريح بر فذلكه يعنى خلق زمين و تقدير اقوات كرديم در چهار روز متصل به يكديگر * ( سَواءً ) * كه يكسان بودند يكسان بودنى ، يعنى چهار روز تمام بىزياده و نقصان ، و ميتواند بود كه * ( سَواءً ) * حال باشد از * ( أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ ) * يعنى حق سبحانه خلق و تقدير نمود در چهار روز در حالتى كه مستوى و كامل بودند به غير ازدياد و نقص و اين حصر چهار روز * ( لِلسَّائِلِينَ ) * مر پرستندگان را است يعنى اين جوابيست مر جماعتى را كه سؤال كنند كه خلق زمين و تقدير آنچه در او است در چند مدت بوده ، و محتملست كه اين جار و مجرور متعلق باشد به * ( قَدَّرَ ) * يعنى تقدير اقوات نمود در زمين از براى جماعتى كه طلب كنندگان روزى خودند ، عكرمه از ابن عباس روايت كند كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرموده كه حق سبحانه زمين را در روز يك شنبه و دوشنبه خلق فرمود و جبال را در سه شنبه و اشجار و مياه را در چهار شنبه و سماوات را در پنجشنبه و شمس و قمر و نجوم و ملائكه و آدم را در روز جمعه و بدانكه در علت ايجاد اشياء مذكوره بر سبيل تدريج
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 174
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٧٤