تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
9 - * ( قُلْ ) * بگو اى محمّد مر كافران را * ( أَ إِنَّكُمْ ) * آيا شما * ( لَتَكْفُرُونَ ) * كافر ميشويد و نميگرويد ، استفهام بر سبيل تعجب است يعنى چگونه و بچه وجه كافر ميشويد * ( بِالَّذِي خَلَقَ الأَرْضَ ) * بآنكسى كه بيافريد زمين را * ( فِي يَوْمَيْنِ ) * در دو روز ( 1 ) كه يكشنبه بوده و دو شنبه ، و از بعضى علماء منقولست كه روز يك شنبه اصل زمين را خلق فرمود و در روز دوشنبه آن را منبسط ساخت ، و در اكثر تفاسير مذكور است كه مراد دو روز است يا دو نوبت كه در هر نوبت آنچه ميخواست باسرع وجهى ايجاد فرمود و ميتواند بود كه مراد از اول اجزاى ارضى باشد كه مشترك است در ميان جميع اجرام سفليه و از ثانى ايجاد صورت نوعيه ، بر هر تقدير حق سبحانه حبيب خود را امر ميفرمايد كه بكفار بگوى كه چگونه كافر ميشوند به كسى كه قادر است بر خلق زمين در دو روز * ( وَتَجْعَلُونَ لَه أَنْداداً ) * و ميگردانيد از براى او همتايان يعنى ميسازيد از براى او اشباه و امثال كه در نهايت عجزند * ( ذلِكَ ) * آن قادرى كه زمين را آفريد * ( رَبُّ الْعالَمِينَ ) * پروردگار جهانيانست و آفرينندهء جميع كائناتست و مالك تصرف در آن ، آيه دالست بر آنكه استدلال بر اثبات ذات و صفات او سبحانه به افعال است و دلالت افعال يا بدون واسطه است چون دلالت آن بر آنكه او سبحانه قادر است و عالم و يا بواسطه چون دلالت آن بر آنكه او سبحانه حى است و موجود و سميع و بصير ، و قوله : 10 - * ( وَجَعَلَ فِيها رَواسِيَ ) * كلامى است مستأنف و معطوف نيست بر خلق به جهت وقوع فصل بينهما بشيء كه آن خارج صله است ، يعنى بيافريد حق سبحانه در زمين كوه هاى بلند پايه را * ( مِنْ فَوْقِها ) * از زير زمين و فايده فوقيت آنست كه تا منافع آن معروض باشد از براى طلاب و ظاهر شود از براى نظار و آنچه در او است از وجوه استبصار كه از جملهء آن عارف شدن بندگانست به آنكه ارض و جبال وضع اثقالست بر اثقال كه همهء آن محتاجند بممسكى كه آن قادر على الاطلاق است جلت قدرته و عظمته * ( وَبارَكَ فِيها ) * و بركت كرد در آن كوه ها يعنى بسيار گرداند منافع
هامش
( 1 ) در سوره اعراف و هم در سوره هود شرحى راجع بخلقت آسمانها و زمين در مدت شش روز و اختلاف مفسرين در معنى * ( يَوْمِ ) * نوشتيم و نيكوترين وجهى كه در تفسير * ( فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ) * به نظر ميرسيد ذكر نموديم و اكنون بدين نكته اشاره ميكنيم كه حقتعالى در سوره اعراف و هود و فرقان و سجده و ق و حديد تصريح فرموده كه خلق آسمانها و زمين در شش روز بوده و از بعضى آيات مستفاد ميگردد كه آسمانها در دو روز و زمين نيز در دو روز آفريده شدند و در مدت دو روز نيز خلق مبادى ارزاق و تقدير اقوات اهل زمين بوده است مانند آيه 8 و 9 و 11 در همين سوره به شرط آنكه فى اربعة ايام را متعلق به * ( وَقَدَّرَ فِيها ) * تنها ندانيم بلكه با اعتبار * ( خَلَقَ الأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ ) * * ( وَجَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَبارَكَ فِيها ) * و بنا بر اين مفاد اين جمله چنين مىشود كه حقتعالى زمين را در دو روز آفريد و تقدير اقوات را نيز در دو روز كه مجموعا چهار روز مىشود و با دو روزى كه آسمانهاى هفتگانه را در آن آفريد مجموعا شش روز مىشود و اگر گفته شود پس چرا حقتعالى صريحا نفرمود ( و قدر فيها اقواتها فى يومين ) و فرمود * ( فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ ) * تا نيازمند بدين توجيه نشويم در پاسخ اين سؤال گوئيم تعبير باربعة ايام از جهت اشعار به آنست كه دو روز خلق اقوات به دو روز خلق زمين اتصال و پيوستگى داشت .