تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
كنندگانيم بر كيش و ملت خود و بعضى گفته‌اند كه معنى آنست كه تو سعى كن در هلاك ما كه ما نيز در هلاك تو سعى مىكنيم يا كوشش كن در ابطال امر ما كه ما نيز در ابطال امر تو تقصير نمى - كنيم ، يا تو كارى كن از براى آخرت خود كه ما براى دنياى خود عمل مىكنيم ، چون مشركان تعنت و تحكم از حد بردند حق سبحانه رسول خود را امر نمود كه : 6 - * ( قُلْ ) * بگو مر اين جماعت تيره ضمير را * ( إِنَّما أَنَا ) * جز اين نيست كه من * ( بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ) * آدميم مانند شما يعنى از جنس شما نه از جنس ملك و جن كه شما سخن ايشان را در نيابيد و فهم نكنيد و به چيزى شما را دعوت نمىكنم كه سمع را از او كراهت باشد و طبع از او تنفر نمايد بلكه مضمون دعوت من اينست كه * ( يُوحى إِلَيَّ ) * وحى كرده مىشود بسوى من اينكه * ( أَنَّما إِلهُكُمْ ) * جز اين نيست كه خداى شما * ( إِله واحِدٌ ) * خداى يگانه است كه هيچ شريكى نيست او را * ( فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْه ) * پس استقامت نمائيد و راست بايستيد در توجه بسوى او يعنى بر توحيد و اخلاص طاعت يك جهت شويد و بجانب يمين و شمال كه طريق افراط و تفريط است التفات مى - نمائيد * ( وَاسْتَغْفِرُوه ) * و آمرزش طلبيد از او از سوء عقيده اى كه شركست يا از گناهان كه بعد از اسلام كنيد ، ما حصل آيه آنست كه چون من بمعجزات ظاهره اثبات نبوت خود مىنمايم پس بر شما واجب است كه تابع من شويد در جميع افعال و اقوال كه از جملهء آن توحيد است و خلوص عبادت آن گه تهديد ايشان مينمايد بر عدم اتباع و مىگويد كه * ( وَوَيْلٌ ) * و سختى عذاب * ( لِلْمُشْرِكِينَ ) * مر شرك آرندگان راست . 8 - * ( الَّذِينَ ) * آنان كه * ( لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ ) * نميدهند زكات را به جهت بخل و عدم اشفاق بر بندگان كه از اعظم رذايل است * ( وَهُمْ ) * و حال آنكه ايشان * ( بِالآخِرَةِ ) * بسراى ديگر يعنى از بعث و نشور و حساب و قيامت * ( هُمْ كافِرُونَ ) * ايشانند ناگرويدگان تكرار ضمير به جهت تأكيد است و شبهه نيست در آنكه اين آيه دالست بر آنكه كفار مخاطب بفروعند و امتناع ايشان از زكات به جهت استغراق ايشانست در طلب دنيا و انكار آخرت ، در كشاف آورده كه تخصيص عدم ايتاء زكات از ميان اوصاف كفار به جهت آنست كه مال محبوب و مرغوبترين چيزيست بايشان بر وجهى كه آن را شفيق روح خود ميدانند پس صرف آن در راه خدا اقوى دليل و امتن برهانست بر ثبات قدم و استقامت و صدق نيت و نصوع طويت و خلوص سريرت چنان كه در جاى ديگر فرموده وَتَثْبِيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يعنى انفاق اموال سبب ثبات نفس است و لهذا مؤلفة القلوب بمال فريب مىخوردند و عصبيت و شكيمت ايشان شكسته مىگشت و اهل ردّه بعد از رسول بسبب منع زكات عدم ثبات ايشان شناخته مىشد و به جهت آن مسلمانان با ايشان محاربه ميكردند ، و ديگر آنكه اين تخصيص باعث مؤمنان