تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
است يا خبر بعد از خبر يا خبر مبتداى محذوف و بر هر تقدير معنى آنست كه قرآن كتابيست كه مميز و مبين است آيات آن باعتبار لفظ و معنى * ( قُرْآناً عَرَبِيًّا ) * در حالتى كه قرآنى است تازى ، و مىتواند بود كه نصب آن بر مدح باشد يعنى مدح ميكنم و ستايش مينمايم قرآنى را كه بلغت عربيست و ثابت و كاينست * ( لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * از براى گروهى كه دانند لغات عربيه را يا از براى اهل علم و نظر ، اين امتنانست به سهولت فهم آن ، و بدانكه جار و مجرور صفت بعد از صفت قرآن است بتقدير كاينا چنان كه مفسر شد و مىتواند بود كه صلهء تَنْزِيلٌ باشد يا * ( فُصِّلَتْ ) * اما اول اجود است تا موجب تفريق صفات بصله نشود چه آنچه بعد از اين واقع شده نيز صفت قرآنست و هو قوله : 4 - * ( بَشِيراً وَنَذِيراً ) * يعنى قرآنى كه مژده دهنده است مر جماعتى را كه بآنعمل كنند و بيم كننده بدوزخ مرا نهارا كه به آن نگروند و با وجود اين صفات جليله و نعوت جميله * ( فَأَعْرَضَ ) * پس روى برتافتند از قبول آن * ( أَكْثَرُهُمْ ) * بيشترين مردمان * ( فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ ) * پس ايشان نميشنوند بسمع قبول به جهت عدم تامل و تدبر ايشان در آن . 5 - * ( وَقالُوا ) * و گفتند مشركان به جهت نوميد ساختن تو از ايمان خود * ( قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ ) * دلهاى ما در پوشها است * ( مِمَّا تَدْعُونا ) * از فهم آن چيزى كه ميخوانى ما را * ( إِلَيْه ) * بسوى آن يعنى قرآن را در نمييابيم * ( وَفِي آذانِنا ) * و در گوشهاى ما * ( وَقْرٌ ) * گرانيست از استماع قرآن پس آنچه بر ما ميخوانى نميشنويم * ( وَمِنْ بَيْنِنا وَبَيْنِكَ ) * و ميان ما و ميان تو * ( حِجابٌ ) * پرده ايست كه مانع رسيدن ما است به تو اين تمثيلات به جهت بيان غايت تباعد قلوب ايشانست از تعقل مدعو به و عدم اعتقاد ايشان به آن بر وجهى كه گوئيا آن قلوب در اغطيه و اغشيه است و منع اجتماع از استماع آن بر طريقى كه گوئيا قوة سامعه از ايشان مسلوب است و دور داشتن خود را از مواصله و مخالطه برسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر نحوى كه گوئيا ميان ايشان حاجزى عظيم است كه مانع مشاهده است ، و فايده ذكر * ( مِنْ ) * اشعار است بر كمال مباينت زيرا كه معنى آن بر اين طريق است كه حجاب ابتدائيست ميان ما و ابتدائيست ميان تو كه مستوجب جميع مسافت متوسطه است بر طرزى كه در هيچ جزو از اجزاى آن فراغى و خلائى نيست و بدانكه * ( قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ ) * در معنى على قلوبنا اكنة است چنان كه إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً در معنى ، انا جعلنا فى قلوبهم أكنه است پس بحسب معنى * ( قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ ) * بر نمط * ( فِي آذانِنا وَقْرٌ ) * باشد و بحسب ظاهر لفظ اگر چه طباق منتفى است اما مطمح نظر مطابيع بر مراعات طباقست بحسب معنى ، در تفسير طبرسى مذكور است كه ابو جهل جامه اى را ميان خود و ميان پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم پرده ساخت و در پس آن رفت و گفت اى محمّد تو از آن جانب و ما از اين طرف * ( فَاعْمَلْ ) * پس عمل كن تو بر دين و مذهب خود * ( إِنَّنا عامِلُونَ ) * بدرستى كه ما عمل