تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
نمود سقراط حكيم را گفتند كه چرا به شهر موسى مهاجرت نميكنى تا از او كسب علوم دينيه نمايى او گفت كه ما بحليه تهذيب اخلاق آراسته‌ايم و بزيور صلاح نفس پيراسته محتاج تهذيب كسى نيستيم ، و گويند مراد از علم علم وحى است و فرح بمعنى ضحك يعنى ايشان بر سبيل استهزاء مىخنديدند به آنچه نزد رسولان بود از علم وحى و بمعجزات نبويّة و احكام شرعيه تمسخر مينمودند و مؤيد قول اخير است اينكه * ( وَحاقَ بِهِمْ ) * و فرود آمد و احاطه نمود بايشان * ( ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * جزاى آنچه بودند كه به آن استهزا ميكردند و گويند كه فاعل * ( فَرِحُوا ) * انبياءاند و معنى آنست كه چون رسولان تمادى جهل كفار و سوء عاقبت ايشان را كه نزول عذاب است مشاهده كردند فرحان شدند به آنچه داده شده بود بايشان از معرفت و علم شريعت و بشكرگذارى آن اقدام نمودند و احاطه نمود به كفار جزاى جهل و استهزاء ايشان . 84 - * ( فَلَمَّا رَأَوْا ) * پس آن هنگام كه بديدند * ( بَأْسَنا ) * سختى عذاب ما را در دنيا ملجأ و مضطر گشتند * ( قالُوا آمَنَّا ) * گفتند ايمان آورديم و گرويديم * ( بِاللَّه وَحْدَه ) * به خداى در حالتى كه يگانه است و يكتا * ( وَكَفَرْنا ) * و كافر شديم * ( بِما كُنَّا بِه مُشْرِكِينَ ) * به آنچه بوديم به آن شرك آرندگان از اصناف اوثان : 85 - * ( فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ ) * پس نبود كه سودى كند ايشان را * ( إِيمانُهُمْ ) * گرويدن ايشان * ( لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ) * آن هنگام كه ديدند شدت عذاب ما را زيرا كه در وقت معاينه عذاب تكليف مرتفع است و صحت قبول ايمان فرع زمان تكليف پس در حين بأس ممتنع باشد قبول ايمان و لهذا ايثار * ( فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ ) * بر لم ينفعهم نموده كه مشعر است بر عدم صحت ايمان و امتناع قبول آن و مثل اينست ما كانَ لِلَّه أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ يعنى صحيح نيست كه خدا فرا گيرد فرزند را و بدانكه فَما أَغْنى نتيجهء كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ است و قوله فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ جارى مجراى بيان و تفسير فَما أَغْنى عَنْهُمْ از قبيل رزق زيد المال فمنع المعروف فلم يحسن الى الفقراء و قوله فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا تابع آيه فَلَمَّا جاءَتْهُمْ است و قوله * ( فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ ) * متفرع بر قول * ( لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ) * و قوله * ( سُنَّتَ اللَّه ) * منصوبست بر مصدريت يعنى سنت نهاده است خداى تعالى عدم صحت قبول ايمان را در حين باس سنت نهادنى يعنى وضع كرده عادت و طريقهء خود * ( الَّتِي قَدْ خَلَتْ ) * از طريقه اى كه گذاشته است * ( فِي عِبادِه ) * در ميان بندگان او از امم ماضيه ، يعنى اين طريقهء مستمره بود در جاحدان زمان پيش * ( وَخَسِرَ هُنالِكَ ) * اسم مكان در اين مقام مستعار است از براى زمان يعنى زيانكار شدند در زمان رويت بأس * ( الْكافِرُونَ ) * ناگرويدگان به جهت عدم نفع ايمان در آن زمان .
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 168 | الملا فتح الله الكاشاني