بر كمال قدرت و فرط رحمتأَيَّ آياتِ اللَّه پس كدام آيت از آيتهاى خداى رانْكِرُونَ انكار ميكنيد چه هيچكدام از آنها از غايت ظهور قابل انكار نيست و چون تفرقهء ميان مذكر و مؤنث در اسماى اجناس قليل الاستعمال است از اين جهت ايثارأَيَّ بر آيه نموده ، پس تهديد اهل عناد و انكار مىكند و ميگويد كه :
82 - * ( أَ فَلَمْ يَسِيرُوا ) * آيا سير نكردهاند منكران قدرت * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين عاد و ثمود در وقت تجارت بيمن و شام * ( فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ ) * تا بنگرند كه چگونه بود * ( عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * سرانجام كار آن كسانى كه پيش از ايشان بودند * ( كانُوا ) * بودند ان امم ماضيه * ( أَكْثَرَ مِنْهُمْ ) * بيشتر از ايشان از روى عدد و عدد * ( وَأَشَدَّ قُوَّةً ) * و سختتر از روى توانايى * ( وَآثاراً فِي الأَرْضِ ) * و از روى نشانها در زمين كه آن قصور ميشده و قلاع مرتفعه و حصون متعاليه است و گويند كه مراد از اشديت آثار نشانهاى اقدام ايشانست در زمين كه دالست بر كبر اجرام ايشان با وجود اين قوت و شدت چون تكذيب رسل كردند و انكار آيات نمودند حق سبحانه ايشان را به عذاب مستأصل ساخت * ( فَما أَغْنى عَنْهُمْ ) * پس دفع نكرد و باز نداشت از ايشان عذاب را * ( ما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * آنچه بودند كه ميكردند از جمع مال و سپاه و بنيان ، و مىتواند بود كه ماء اولى استفهاميه باشد و منصوب المحل به * ( أَغْنى ) * و ثانيه مصدريه يعنى چه چيز را دفع كرد كسب كردن ايشان .
83 - * ( فَلَمَّا جاءَتْهُمْ ) * پس آن هنگام كه آمدند بديشان * ( رُسُلُهُمْ ) * پيغمبران ايشان * ( بِالْبَيِّناتِ ) * بمعجزات بينه و آيات باهره * ( فَرِحُوا ) * شاد شدند * ( بِما عِنْدَهُمْ ) * به آنچه نزديك ايشان بود * ( مِنَ الْعِلْمِ ) * از دانش خود و استحقار علم رسولان كردند مراد از علم ايشان يا عقايد زايغه و شبهات داحضهء ايشان بود چون اعتقاد بعدم بعث و تعذيب و عدم وقوع قيامت و غير آن لقولهم وَما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَلَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لِي عِنْدَه لَلْحُسْنى ، وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً و از غايت جهل مركب اين را علم ميگفتند و يا علم مكاسب و تجارات كقوله تعالى يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ و ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ يعنى چون پيغمبران علم ديانات را كه مباين علم ايشان بود از حيثيت رفض دنيا و ترك ملاذّ و مشتهيات بايشان آوردند التفات به آن نكردند و تصغير آن نمودند و اعتقاد كردند كه هيچ علمى در جلب نفع و فوايد بعلم ايشان نميرسد يا علم طبايع و تنجيم و علم فلاسفه و دهريه چنان كه در خبر است كه حكماى يونان هر گاه كه وحى انبياء عليهم السلام را استماع ميكردند استحقار آن مينمودند و در دفع و تصغير آن ميكوشيدند و نسبت با علم خود آن را حمل بر جهل ميكردند ، و در روايت آمده كه چون موسى عليه السّلام اظهار دعوت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص١٦٧