تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
و يا بر حال كفر خود عمل نمايند خلاصهء سخن آنست كه حق سبحانه بر سبيل تهديد ميفرمايد كه بر كفر و عداوت خود ثابت و راسخ شويد و بدانكه مكانة بر معنى اول ماخوذ است از ( مكن مكانه اذا تمكن و ابلغ التمكن ثانى از مكان و مكانة چون مقام و مقامة اى على ناحيتكم و جهتكم التي انتم عليها من الكفر و العداوة ) حاصل كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را ميفرمايد كه بكفار بگو كه شما بر حالت خود ثابت و راسخ باشيد * ( إِنِّي عامِلٌ ) * بدرستى كه من نيز عمل كننده‌ام بر شكيبايى و بردبارى خود در ترويج اسلام و رسوخ بر آن * ( فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * پس زود باشد كه بدانيد * ( مَنْ تَكُونُ لَه ) * آن كس را كه كه باشد مر او را * ( عاقِبَةُ الدَّارِ ) * سرانجام پسنديده سراى آخرت و ميتواند بود كه من استفهاميه باشد يعنى زود باشد كه بدانيد كه كيست كه او را عاقبت حسنى باشد و حقتعالى براى او اين دار خلق كرده بنا بر اين من در محل رفع است و فعل علم معلق عنه است و بنا بر اول منصوب است بر مفعوليت و در اين كلام با وجود انذار انصاف است در مقال و حسن و ادب و تنبيه بر وثوق منذر به آنكه او محق است و نيز به جهت مزيت تهديد مىفرمايد كه * ( إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ) * بدرستى كه فيروزى و رستگارى نباشد گروه ستمكاران يعنى كفار را وضع ظالمين در موضع كافرين جهت آنست كه فايدهء آن اعم است و اكثر صاحب كشف الاسرار در معنى آيه فرموده كه هم در اين روز بدانيد كه عاقبت دنياى شما بكجا كشد و دولت فلاح كرا رسد و به بينيد كه درويشان شكسته بال را بسراى كرامت چون خوانند و صاحب اقبال را سوى زندان ندامت چون رانند
( باش تا كل يا بى آنها را كه امروزند جزو باش تا گل يا بى آنها را كه امروزند خار )
آورده‌اند كه مشركان عرب در ميان كشتزار خود خطى كشيدندى يك نيمه براى خدا و يك نيمه براى بتان جدا كردندى همچنين چهارپايان را قسمت كردندى پس آنچه نصيب خدا بودى بدرويشان و مهمانان دادندى و آنچه بهره بتان بودى بر خادمان بتخانه قسمت كردندى پس اگر حصه خدا بهتر بودى بدل كردندى آن را بحصهء الهه و اگر حصهء الهه نيكوتر بودى بر حال خود بگذاشتندى و اگر چيزى از نصيب خدا در ميان نصيب بتان افتادى بگذاشتندى و گفتندى كه خداى توانگر است بدين احتياج ندارد و اگر نصيب بتان به نصيب خدا مخلوط شدى برداشتندى و با نصيب بتان ذم كردندى و گفتندى كه اينها محتاجتراند و ضعيفتر حقتعالى از اين حال خبر ميدهد و مىفرمايد كه * ( وَجَعَلُوا لِلَّه ) * و مقرر گردانيدند براى خدا * ( مِمَّا ذَرَأَ ) * از آنچه آفريده است خداى * ( مِنَ الْحَرْثِ ) * از كشت زارها * ( وَالأَنْعامِ ) * و چهارپايان * ( نَصِيباً ) * بهرهء براى بتان و بهرهء براى خداى و حذف اين به جهت آنست كه مدلول عليه است بقوله * ( فَقالُوا ) * پس گفتند * ( هذا لِلَّه ) * اين نصيبها مر خداى راست