* ( فَعَلُوه ) * نكردندى آن را و قادر نشدندى بر آن و ليكن جبر منافى تكليف است و مخالف مصلحت بلكه تكليف در اختيار است و چون چنين است * ( فَذَرْهُمْ ) * پس بگذار ايشان را * ( وَما يَفْتَرُونَ ) * با افترا و دروغى كه ميگويند و ميتواند بود كه ما موصوله باشد يعنى بگذار آنها را با آنكه افترا ميكنند از افك و كذب و اين امر بر سبيل تهديد است كقوله اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ و گويند سبب در تزيين قتل بنات و اولاد ايشان آن بود كه نعمان بن منذر بر قومى تاخت و نسا و بنات ايشان را سبى كردند و از جمله زنان مسبيه دختر قيس بن عاصم بود و بعد از آنكه صلح كردند زنان مسبيه ارادهء عشيرهء خود كردند و رجوع بقبيله خود كردند مگر دختر قيس كه ارادهء سابى خود كرد و پيش پدر خود نرفت قيس سوگند خورد كه هيچ دخترى از او متولد نشود مگر آنكه او را بكشد پس بسبب اين قضيه اين امر شنيع در ميان عرب عادت شد و همه بدين اقدام نمودند و در اين دليل است بر آنكه تزيين و قتل و فعل عباد است نه فعل خدا هم چنان كه مذهب اشاعره است بعد از آن از اعتقاد باطل و قول فاسد ايشان خبر ميدهد و مىفرمايد كه * ( وَقالُوا هذِه ) * و گفتند اين انصباى الههء ما * ( أَنْعامٌ وَحَرْثٌ ) * كه چهار پايان و كشت است * ( حِجْرٌ ) * حرامست بر ما حجر فعلى است بمعنى مفعول مانند ذبح كه بمعنى مذبوح است و واحد و كثير و ذكر و انثى در او مساويست و قوله * ( لا يَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ ) * بيان حجر است يعنى نبخشد و نخورد آن را هيچ شخصى مگر آنكه ما خواهيم از خدم اوثان و مردان نه زنان پس مطلق زنان را در آن دخل نميدادند * ( بِزَعْمِهِمْ ) * به گمان خود يعنى اين قسمت و منع
بىحجتى و برهانى بود * ( وَأَنْعامٌ ) * و اين چهار پايان * ( حُرِّمَتْ ظُهُورُها ) * حرام گردانيده شده است پشتهاى ايشان يعنى سوار شدن و بار نهادن بر آن مراد بحاير و سوايب و وصايل و حوامى است كه در صدر سورهء مايده گذشت * ( وَأَنْعامٌ ) * و اين چهار پايان * ( لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّه ) * ياد نكنند نام خداى را * ( عَلَيْهَا ) * بر ذبح آنچه آن را به نام بتان ذبح ميكردند و يا بر پشت ايشان ذكر خدا نميكردند و در ايام حج لبيك اللهم نمىگفتند حاصل كه مشركان انعام خود را بر سه قسم كرده بودند و ميگفتند ( هذه انعام حجر و هذه انعام محرمة - الظهور و هذه انعام لا يذكرون اسم اللَّه ) پس به هوا و آرزوهاى خود آن را اجناس ثلثه كرده بودند و آن تجنيس را نسبت به خدا ميدادند * ( افْتِراءً عَلَيْه ) * جهت افترا كردن اين بر او ( انتصاب ) اين بر عليه است و يا حال است بمعنى مفترين و يا مصدر مؤكد است زيرا كه قول ايشان در معنى افترا است * ( سَيَجْزِيهِمْ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤٧٦