پس از همه افضل و اكمل باشد شعر
هر چه بخوبان جهان داده اند
قسم تو نيكوتر از آن داده اند
هر چه بنازند بر آن دلبران
جمله ترا هست زياده بر آن
و گويند معنى آنست كه اقتدا كن بايشان در صبر بر اذاى قوم و شكيبايى نما هم چنان كه ايشان شكيبايى كردند تا مستحق ثواب آن شوى هم چنان كه ايشان مستحق آن شدند بوسيلهء صبر و اصح اقتداء است در جميع اخلاق حسنه و اطوار پسنديده و از جمله اينكه * ( قُلْ ) * بگو به كافران كه * ( لا أَسْئَلُكُمْ ) * نمىخواهم از شما * ( عَلَيْه ) * بر پيغام رسانيدن از خداى يا قرآن * ( أَجْراً ) * مزدى چنانچه پيش از من هيچ پيغمبرى از امت خود مزد دعوت نطلبيد * ( إِنْ هُوَ ) * نيست اين تبليغ با قرآن * ( إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ ) * مگر پندى مر عالميان را در آيه دلالت است بر آنكه هيچ زمانى خالى نيست از پيغمبرى يا امامى كه حافظ دين باشد لقوله تعالى فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً و اسناد توكل به خود دلالتست بر آنكه امام منصوص است از جانب او نه باجماع بندگان و بعضى استدلال كردهاند به اين آيه بر آنكه آن حضرت و امت او متعبدند بشرايع ما قبل خود مگر آن چه دليل قايم شود بر نسخ آن و اين استدلال صحيح نيست زيرا كه آيه وارد شده در آن چه انبيا متفق شدهاند بر آن و آن توحيد است و مكارم اخلاق چنان كه گذشت و اما شرايع مختلف است پس صحيح نباشد اقتدا در آن بجميع انبيا و نيز دلالت است بر آنكه پيغمبر ما ص مبعوث است بكافهء عالميان و نبوت او مختوم است لقوله * ( إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ ) * آوردهاند كه مالك بن الضيف كه سر حلقه احبار يهود بود به خدمت سيد عالم ص آمد آن حضرت با وى گفت كه سوگند مىدهم ترا بدان خدايى كه تورية را بر موسى نازل گردانيد كه تو در تورية ديدهء كه ان اللَّه يبغض العالم السمين وى در غضب شد و گفت خداى هيچ كتابى بر هيچ كس نازل نگردانيده است آيه آمد كه * ( وَما قَدَرُوا اللَّه ) * و تعظيم نكردند جهودان خداى را * ( حَقَّ قَدْرِه ) * چنانچه سزاى تعظيم او باشد و نشناختند او را چنانچه حق شناخت او بود در رحمت و انعام بر بندگان كه از جملهء آن ارسال رسل و انزال كتب است * ( إِذْ قالُوا ) * چون گفتند كه * ( ما أَنْزَلَ اللَّه ) * نفرستاده است خداى * ( عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ ) * بر هيچ آدمى هيچ چيز بر وجه وحى و احكام شرع يعنى ارسال رسل و انزال كتب كه از عظايم رحمت و جلايل نعمت او است از حق سبحانه و تعالى سلب كردند در كشف الاسرار آورده كه معنى ( ما قدروا اللَّه حق قدره ما عرفوه حق معرفته ) است آرى قدم را با حدوث چه نسبت و خاك و آب را