تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
* ( صادِقِينَ ) * محذوف الجزاست اى فادعوه يعنى اگر هستيد راست گويان كه بتان خدايانند پس بخوانيد غير او را * ( بَلْ ) * نه چنان است كه بتان را خوانيد در آن وقت بلكه * ( إِيَّاه تَدْعُونَ ) * او را خوانيد تقديم مفعول جهت افادهء تخصيص است يعنى تضرع جز بدرگاه او نبريد و غير او را نخوانيد به جهت كشف عذاب * ( فَيَكْشِفُ ) * پس ببرد و رفع كند از شما در دنيا * ( ما تَدْعُونَ إِلَيْه ) * آنچه او را مىخوانيد بكشف و دفع آن * ( إِنْ شاءَ ) * اگر خواهد و حكمت او مقتضى آن كشف باشد * ( وَتَنْسَوْنَ ) * و فراموش كنيد در وقت دعا يعنى ترك كنيد و دست باز داريد * ( ما تُشْرِكُونَ ) * آنچه شريك ساخته‌ايد به او يعنى آلههء خود را بگذاريد و در وقت دفع عذاب متوجه او شويد و طلب كشف آن از او كنيد نه از بتان چه در عقول مركوز شده كه او است كه قادر است بر كشف ضر نه غير او و مىتواند بود كه تنسون بر معنى خود باشد نه بمعنى تتركون يعنى از شدت عذاب و هول آن بتان را فراموش كنيد و او را خوانيد پس چگونه در وقت محنت آجل و عاجل خداى را مىخوانيد نه غير او را چرا در وقت راحت و آسايش غير او را مىخوانيد و مىپرستيد اين قول تبكيت و تعيير است كه حقتعالى كافران و مشركان را كرده تا متنبه شده بدانند كه ايشان در عبادت اصنام مخطىاند بعد از آن رسول خود را اعلام مىنمايد از حال امم سالفه كه برسل خود مخالفت كردند و در آن بيان مىفرمايد كه حال مشركان قريش اگر بر طريق مخالفت راسخ شوند و تابع نشوند همچو حال ايشان باشد در نزول عذاب و مىفرمايد كه * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا ) * و بدرستى كه ما فرستاديم رسولان را * ( إِلى أُمَمٍ ) * بامتان ايشان * ( مِنْ قَبْلِكَ ) * پيش از تو من زايده است براى تأكيد يعنى البته امتانى كه پيش از تو بودند رسولان بايشان آمدند و ايشان كافر شده تكذيب آنها كردند * ( فَأَخَذْناهُمْ ) * پس بگرفتيم ايشان را * ( بِالْبَأْساءِ ) * به سختى و تنگى و درويشى و قحطى * ( وَالضَّرَّاءِ ) * و بآفتها و بيماريها يعنى بنقصان اموال و انفس اين هر دو صيغه تأنيثاند كه مذكرى ندارند القصه مىفرمايد كه ايشان را به مرض و عرض گرفتيم * ( لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ) * تا باشد كه ايشان زارى كنند و از شرك اعراض نموده دست نياز در ذيل توبه و استغفار زنند * ( فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا ) * پس چرا وقتى كه آمد بديشان عذاب ما * ( تَضَرَّعُوا ) * زارى نكردند و روى تضرع و تذلل بدرگاه ما نياوردند كه اگر زارى كردندى بلا از ايشان مندفع شدى * ( وَلكِنْ قَسَتْ ) * و ليكن سخت شده بود * ( قُلُوبُهُمْ ) * دلهاى ايشان و ترك تضرع و زارى از قساوت