تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
كه ما * ( كَيْفَ نُصَرِّفُ الآياتِ ) * چگونه ميگردانيم آيتها را از اسلوبى باسلوبى يعنى گاهى در ترهيب و ترغيب سخن گوئيم و وقتى در تذكير و تنبيه باحوال مقدمات عقليه * ( ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ) * پس ايشان يعنى كافران اعراض كنند از آن و حق را انقياد نكنند اشتقاق آن از صدف است بمعنى ناحيه و جانب يق ( صدف عن الشيء صدوفا اذا مال عنه الى جهة اخرى ) و ذكر ثم جهت استبعاد اعراض است بعد از تصريف آيات و ظهور آن * ( قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ ) * بگو اى كافران چه بينيد و چه كنيد * ( إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّه ) * اگر بيايد بشما عذاب خدا در دنيا * ( بَغْتَةً ) * ناگهان بىمقدمه كه شما را بر آن تنبيه كند * ( أَوْ جَهْرَةً ) * يا آشكارا كه علامت حلول و نزول آن ظاهر گردد و گويند كه بغته آنست كه شب فرود آيد و جهرة آنكه در روز واقع شود و بر هر تقدير چون واقع شود * ( هَلْ يُهْلَكُ ) * هلاك نشوند * ( إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ) * مگر گروهى كه ظالمان باشند يعنى مشركان مراد بر هلاكت سخط و تعذيبست و لهذا صحيح است استثناء مفرغ از او و جايز است هلاكت مؤمن با اطفال مطلقا بشآمت ايشان چه هلاك ايشان نه بر وجه سخط است بلكه حكمت در هلاكت آنها رسيدن ايشانست بدرجهء عظمى كه بدون آن از آن محروم ميبودند بر آنها بعد از آن بيان مىكند كه غرض از بعث رسل انذار و تبشير است تا حجت لازم شده هر كه مطيع شود مثاب گردد و هر كه اطاعت نكند معذب شود و ميفرمايد كه * ( وَما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ ) * نفرستاديم پيغمبران را * ( إِلَّا مُبَشِّرِينَ ) * مگر در حالى كه مژده دهنده بودند اهل ايمان را ببهشت * ( وَمُنْذِرِينَ ) * و بيم كنندگان كافران بدوزخ * ( فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ ) * پس هر كه ايمان آورد و اصلاح كند كار خود را بتقوى و طاعت * ( فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ) * پس هيچ ترسى نيست ايشان را از عذاب و عقاب * ( وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * و نه ايشان اندوهگين شوند از فوت ثواب و يا غمگين شوند از فوت آنچه در دنيا گذاشته‌اند بر خلاف كفار * ( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * و آنها كه تكذيب كردند آيت هاى ما را * ( يَمَسُّهُمُ الْعَذابُ ) * برسد ايشان را عذاب * ( بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ) * بسبب آنكه بيرون رفتند از دايرهء تصديق و اطاعت و اسناد مس به عذاب تنبيه است بر آنكه گوييا عذاب طالب وصول است بر ايشان و عدم توصيف عذاب به جهت غناى آنست از توصيف بتعريف و چون معاندان قريش از حضرت
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 392 | الملا فتح الله الكاشاني