تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
از غير آن يعنى مقنع و كافى است مر كسى را كه در آن نظر كند و تدبر نمايد و چون بيان فرمود كه او سبحانه قادر است بر انزال آيات مقترحه و غير مقترحه در عقب آن بيان كمال قدرت و حسن تدبير و حكمت خود مىكند و مىفرمايد كه * ( وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ ) * و نيست هيچ جنبندهء در زمين يعنى حيوانى كه بر روى زمين حركت كند و مشى نمايد مأخوذ از ( دب يدب اذا مشى مشيا فيه تقارب خطوه ) و تا در آن براى نقل است از وصفيه باسميه * ( وَلا طائِرٍ ) * و نه هيچ پرندهء كه در هوا * ( يَطِيرُ بِجَناحَيْه ) * بپرد ببالهاى خود اين كلمه براى تأكيد است چنان كه گويند كه فلان چيز را به چشم ديدم و فلان سخن را به گوش شنيدم و يا آنكه طيران كنايه است از سرعت و وصف آن بجناح براى قطع مجاز محصل كلام اينست كه نيست هيچ پرنده و جنبدهء * ( إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ) * مگر ايشان گروهانىاند مثل شما يعنى مانند هر يك از شما محفوظ الاحوال و مقدر الارزاقاند و مقرر الآجال و نظير شما در اين آفرينش و حيات و ممات و كثرة و قلت و ذكورة و انوثة و توالد و تناسل و در دلالت بر وجود صانعى كه مدبر و قادر و عالم وحى است و جمع امم به جهت حملست بر معنى چه دابه و طاير در حيز نفى واقع شده اند و آنچه در حيز نفى واقع مىشود مفيد عموم است و لهذا احتياج نيست كه آن را بصيغهء جمع ايراد كنند و در اين تنبيه است بر آنكه جايز نيست كه عباد ظلم كنند بر حيوانات چه حقتعالى خالق آنها است و منتصف براى آنها و از اينجاست كه بعضى گفته‌اند كه معنى آيه اين است كه آنها همچو شمااند در مردن و زنده شدن براى انتصاف و اخذ اعواض تا حق هر صاحب حقى بوى رسد و هيچ مظلومى را بر ظالمى حقى نماند كما قال عليه السّلام ينتصف من الشاة القرناء للشاة الجماء و در خبر است كه چون خلايق را در موقف عرض بدارند و بساط نصفت بگسترانند و ترازوى عدل را بياويزند منادى از قبل حقتعالى ندا كند كه هر مظلومى كه حقى دارد بر ظالمى برخيزد و داد خود را از او بخواهد و بجلال و عزت من كه امروز مثقال ذرهء ظلم ظالمى بر مظلومى نرود و اگر نه آن ظلم را من كرده باشم پس حق تعالى جملهء حيوانات را كه بر ايشان حيفى رفته باشد محشور سازد و در عرصهء قيامت جمع كند و انتصاف نمايد ميان آنها پس امر كند ايشان را كه خاك شويد همه خاك شوند كافران چون اين را ببينند گويند هر يك از ايشان كه ا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً و اين دليلست بر آنكه ثواب منقطع نباشد و عوض منقطع باشد در اماتة حيوانات و در روز قيامت المى بايشان نرسد تا عوض لازم نيايد از ابو ذر مرويست كه ما نزد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم كه دو بقر وحشى بر يكديگر شاخ زدند آن حضرت فرمود كه مىدانيد
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 386 | الملا فتح الله الكاشاني