كه براى چه بر يكديگر شاخ زدند عرض كرديم نه يا رسول اللَّه ( ص ) فرمود
لكن اللَّه يدرى سيقضى بينهما
بعد از آن مىفرمايد كه * ( ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ ) * فرو نگذاشتيم در لوح محفوظ * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيزى را بلكه آن مشتمل است بر جلال و دقايق امور علوى و سفلى و امر هيچ حيوانى و جمادى در آن فرو گذاشت نشده كه وَلا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ و اكثر مفسران بر آنند كه مراد به كتاب قرآن است چه مدونست در آن آن چه محتاج اليه امر دين است مفصلا يا مجملا از بيان حلال و حرام و قصص و امثال و مواعظ و اخبار و آنچه مجمل است بيانش بتفصيل رسول خود باز گذاشتيم كه ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا مرويست از عبد اللَّه مسعود كه ( مالى لا العن من لعنه اللَّه فى كتابه يعنى الواشمة و المستوشمة و الواصلة و المستوصلة ) زنى اين را بشنيد در جميع قرآن نظر كرد آيتى به اين مضمون نيافت نزد او رفت و گفت يا عبد اللَّه ( تلوت البارحة ما بين الدفتين فلم اجد فيه لعن الواشمة ) فرمود
لو تلوته لوجدته قال اللَّه تعالى ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * و ان مما اتانا رسول اللَّه ( ص ) ان قال لعن اللَّه الواشمة و المستوشمه
و آنچه متشابه است با علماى امت تفويض فرموديم كه وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه إِلَّا اللَّه وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ و از احتجاج بر هر فرقه از فرق ضلالت فرو گذاشت نكرديم بلكه در آن بيان كرديم آنچه حجت است مر اهل حق را بر اهل باطل و نزد ابن مسلم مراد به كتاب اجل است يعنى فرو گذاشت نكرديم هيچ چيز را الا كه براى آن اجل مقرر كردهايم * ( ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ) * پس همهء امم بسوى جزاء پروردگار خود و بجايى كه مالك نفع و ضر نباشند حشر كرده خواهند شد تا مطيعان را ثواب دهند و عاصيان را عقاب كنند و يا مكلفان را بر الام اعواض دهند و انصاف بعضى از بعضى بستانند و از ابن عباس مرويست كه مراد بحشر ايشان موت ايشان است و قول اول اشهر است و نه در مجمع آورده كه بعضى از اهل تناسخ استدلال كردهاند بر آنكه بهايم و طيور مكلفند لقوله امم امثالكم و اين باطل است زيرا كه ما مبين كرديم وجه مماثله را و اگر لا بد باشد حمل آن بر عموم پس مراد به آن امثال ما خواهند بود بر مثل صورت و هيئت و خلق ما و چگونه صحيح باشد تكليف بهايم و حال آنكه غير عاقلند و تكليف صحيح نيست الا با عقل و چون با وجود ظهور اين آيات بر كمال قدرت و علم او كفار متنبه نشدند و در عناد خود ماندند از اين جهت بعد از اين در صفت ايشان فرمود كه * ( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * آنان را كه بدروغ پنداشتند آيتهاى ما را كه قرآنست يا ساير حجج بينه * ( صُمٌّ ) * كرانند از شنيدن اين آيات دالهء بر وحدانيت و ربوبيت و كمال علم و عظم و قدرت او سبحانه آن نوع شنيدنى كه نفوس ايشان از آن متأثر گردند * ( وَبُكْمٌ ) * و گنگانند از سخن گفتن
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٣٨٧