تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
يعنى عذاب كشيد بسبب كفر خودتان به اين روز و ميتواند بود كه با عوض و بدل باشد يعنى بعوض آن كفر عذاب بچشيد بدانكه در اين آيه باتفاق مراد بقوله * ( إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ ) * رؤيت نيست براى آنكه آيه مخصوص است بكفار و باجماع امت كافران خداى را نخواهند ديد بعد از آن مىفرمايد كه * ( قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ ) * بدرستى كه زيان كردند آنان كه * ( كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّه ) * تكذيب كردند رسيدن به ثواب و عقاب خداى كه بايشان وعده داده و آن را بدروغ پنداشتند و نميتواند بود كه مراد رؤيت باشد چه آن ممتنع است چنان كه ادلهء عقليه و سمعيه شاهد اين معنى است و آن در كتب كلامية مبرهن شده و اجماع اهل البيت نيز بر اينست و ازين قبيل است قوله فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه اى ثوابه و قوله فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه اى يلقون عذابه و همچنين قوله عليه السلام من احب لقاء اللَّه احب اللَّه لقائه و من كره لقاء اللَّه كره اللَّه لقائه اى لقاء رحمته و از ابن عباس و حسن نيز مرويست كه معنى كذبوا بلقاء اللَّه كذبوا بلقاء ما وعد اللَّه من الثواب و العقاب است پس در كلام مضاف مقدر باشد و يا اسناد لقا به خدا بر سبيل مجاز باشد در انوار گفته كه لقاء اللَّه بمعنى لقاء بعث اللَّه است و آنچه تابع آنست از ثواب و غير آن از احوال قيامت و خسران ايشان به جهت فوت نعيم است از ايشان و استيجاب عذاب مقيم بر ايشان و قوله * ( حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ ) * غايت كذبوا است نه خسر زيرا كه خسران ايشان را غايتى و نهايتى نخواهد بود يعنى ايشان تكذيب بعث و امور اخرويه كردند و چون بيايد بايشان قيامت يعنى مقدمات آنكه آن مشاهده عقوبات آن است * ( بَغْتَةً ) * ناگاهان * ( قالُوا يا حَسْرَتَنا ) * گويند كه اى حسرت و پشيمانى ما * ( عَلى ما فَرَّطْنا فِيها ) * بر آنچه تقصير كرديم بر حياة دنيا بدانكه * ( بَغْتَةً ) * بمعنى فجأة است و منصوبست بر حاليه بر معنى باغتة و يا مصدريه چه آن نوعى از مجيء است كانه قيل بغتتهم الساعة بغتة و حسرت اگر چه از غير ذوى العقول است و قابل خطاب نيست اما عرب در حين وقوع بلية عظيمه و داهيهء شديده آن را نازل منزلهء استغاثه ميگردانند فكانه قيل تعالى ( فهذا او انك كمال يقال الدواهى ) و ضمير فيها راجع بحياة دنيا است و اگر چه مذكور نشده به جهت علم مخاطب به آن و يا راجع بساعت است يعنى تقصير كرديم در شأن قيامت و ايمان آوردن به آن و ببايد دانست كه كفار كلمهء يا حسرتنا را يا در حين موت خواهند گفت چه در آن حال مشاهدهء آثار عذاب خواهند نمود و بنا بر اين چون كه موت از احوال قيامتست و مقدمات آن پس از جنس ساعت است و جايز باشد تسميهء آن به ساعت و لهذا قال رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله من مات فقد قامت قيامته و بنا بر اين مجىء ساعة بعد از موت به جهت سرعة در حكم امرى باشد كه به غير