تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
يكى آنكه ما ميدانيم كه اهل آخرت بجميع احكام آخرت عارف نخواهند بود بلكه آنچه ايشان را ضرورى باشد آنجا از امورى كه در دنيا به آن موعود شده باشد از عرش و كرسى و لوح و قلم و ميزان و حساب و كتاب و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و صراط و فرشتگان معاينه خواهند ديد اما ديگر چيز ها واجب نيست كه به آن عارف باشند و دانند تا موجب علم ايشان باشد بعدم رجوع به دنيا پس ايشان را تمنى رجوع و خلاصى از عذاب و دعاى براى خلاصى از آن جايز باشد دويم آنكه تمنى جايز است كه در چيزى باشد كه متمنى داند كه بوقوع نميآيد مانند ( ليت الشباب لنا يعود ) سيم آنكه مانعى نيست در آنكه از ايشان تمنى واقع شود براى رد و براى آنكه از گرويدگان باشند و اينقول زجاج است و بعضى مردمان بعضى كلام را تمنى ميگردانند و بعضى را اخبار و اكذيب را معلق ميسازد بخبر نه بقوله يا ليتنا و اين بنا بر قرائت رفع نُكَذِّبَ كه كلام مستأنف باشد درست است نه بقرائت نصب و چون اين آيات كه در او وعيد قيامت است بر كافران خوانده شد بعث و نشو را منكر شدند * ( وَقالُوا ) * و گفتند * ( إِنْ هِيَ ) * ضمير راجع بحياة است يعنى گفتند كه نيست زندگانى * ( إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا ) * مگر زندگانى ما به دنيا * ( وَما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ) * و ما نيستيم برانگيخته شدگان از قبور پس از حال ايشان در قيامت خبر ميدهد كه * ( وَلَوْ تَرى ) * و اگر به بينى تو * ( إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ ) * چون باز داشته شوند كافران در قيامت به حكم پروردگار ايشان و يا بر جزاى او و يا بر موقف عرض او و ايشان را محبوس سازند بر پروردگار خود و تثبيط ايشان كنند به آنچه حقتعالى ايشان را به آن فرمايد و بنا بر اين كلام جارى مجراى عادت واقع شده كه آن متضمن عظم امر وقوف عبد است نزد سيد و يا چون واقف گردانيده شوند بر احوال آخرت كه حقتعالى به آن وعده داده كه * ( قالَ ) * گويد خدا بر سبيل توبيخ كه * ( أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ ) * آيا نيست اين بعث و نشور و ثواب و عقاب درست و راست گوييا اين جواب قايلى است كه گفته ( ما ذا قال ربهم حينئذ ) يعنى اين هنگام خداى چه ميگويد با ايشان ميگويد با ايشان خطاب مىكند بر سبيل تقريع كه آيا اين كه شما را به آن وعده ميدادم درست و راست است * ( قالُوا بَلى ) * گويند آرى حقست و راست * ( وَرَبِّنا ) * به حق پروردگار ما يعنى اقرار كنند بحقيت آن مؤكد بسوگند به جهت غايت انجلاى امر موعود بر ايشان * ( قالَ ) * گويد خداى يعنى فرشتگان را فرمايد تا گويند بايشان كه * ( فَذُوقُوا الْعَذابَ ) * پس بچشيد عذاب را * ( بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ) * به آنچه بوديد كه نمىگرويديد به آن با براى سببية است و ما مصدريه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 379 | الملا فتح الله الكاشاني