ايشان حجت است زيرا كه اهل البيت احد الثقليناند كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله امر فرموده بتمسك ايشان حيث
قال انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدى
و نيز دالست بر ايمان ابى طالب بروايت ابن عمر كه روز فتح مكه ابو بكر ابو قحافه را كه پدر او بود نزد رسول آورد و مسلمان شد و در آن وقت اعمى شده بود رسول صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود چرا اين پير فانى را در رنج انداختى و به اينجا آوردى و نگذاشتى كه من نزد او روم ابو بكر جواب داد كه ( اردت ان يأجره اللَّه ) خواستم تا خداى او را مزد دهد و الذى بعثك بالحق لانى كنت باسلام ابى طالب اشد فرحا باسلام ابى التمس بذلك قرة عينك بخدايى كه ترا به حق بخلق فرستاد كه فرح من باسلام ابى طالب بيشتر بود از اسلام پدر خود و من به جهت روشنى چشم تو و خوشنودى تو التماس كردم از پدر خود حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه صدقت راست گفتى و اشعارى كه ابو طالب گفته در در باب نصرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و تصديق نبوت او و حمايت او از اشرار كفار و اعانت او و در جميع احوال و قصايدى كه در اين باب فرموده و مخالف و مؤالف در كتب خود ايراد كردهاند از حد احصا متجاوز است و از جمله فرمود كه شعر
( منعنا الرسول رسول المليك
يبيض تلالا كلمع البروق
و من ذلك الم يعلموا انا وجدنا محمدا
نبيا كموسى خط فى اول الكتب )
و علما و اصحاب ما رضوان اللَّه عليهم در اين باب كتب متعدده و رسايل كثيره نوشتهاند و نقاب اشتباه از چهرهء آن برداشتهاند تا آنكه ( مثل ضوء الشمس وقت الضحى ) شده و آثار شبهات همه بالكليه محو و باطل گشته ( فمن اراد مزية التبيين و التفصيل فليطالع كتبهم و رسائلهم ) و بعد از بيان حال كفار معاند در نهى مردمان از ايمان و ناى خودشان از آن ميفرمايد كه * ( وَإِنْ يُهْلِكُونَ ) * و هلاك نميكنند كفار بنهى و ناى خود * ( إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ) * مگر نفسهاى خود را * ( وَما يَشْعُرُونَ ) * و نميدانند كه آن به غير ايشان تعدى نكند پس تهديد ايشان مىكند بقوله * ( وَلَوْ تَرى ) * و اگر به بينى اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله يا اى بيننده اين را كه * ( إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ ) * چون باز داشته شده باشند كفار بر آتش تا آن را معاينه به بينند و يا مطلع شوند بر آن و يا در آورده شوند در آن و بدانند مقدار عذاب خود را هر آينه ببينى امرى در غايت شناعت اين جواب شرطست و حذف آن به جهت ابهام و تهويلست و چون ايشان را مشاهده كنى كه از سختى عذاب فرياد كنند * ( فَقالُوا ) * پس گويند از روى تمنى رجوع در دنيا كه * ( يا لَيْتَنا نُرَدُّ ) * كاشكى باز گردانيده شويم به دنيا * ( وَلا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا ) * و تكذيب نكنيم آيتهاى پروردگار خود را * ( وَنَكُونَ