تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
به جهت اين سوگند خورند در آخرت موافق نيست بقوله * ( انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا ) * بنگر كه چگونه دروغ گويند * ( عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * بر نفسهاى خود بنفى شرك از آن پس حمل آن بر كذب ايشان در دنيا هم چنان كه قول جبائى است متعسف است و مخل بنظم و نظير اينست قوله تعالى يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَه كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ * ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ) * و گم شود از ايشان * ( ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * آنچه بوده باشند كه افترا ميكردند از شركاء يعنى نفع بايشان نرسانند در تخلص از عذاب ابدى و خايب و خاسر مىباشد از آنچه اميد ميداشتند از ايشان بزعم خود از شفاعت ايشان و معنى استفهام در كيف تعجيب است از قول ايشان نقل است كه ابو سفيان و وليد و عتبه و شيبه و ابى بن خلف و برادرش با جمعى ديگر در موضعى از مسجد الحرام بودند و استماع تلاوت قرآن از پيغمبر آخر الزمان صلَّى اللَّه عليه و آله ميكردند پس نضر بن حارث را كه تواريخ ملوك عجم خوانده بود و اخبار گذشتگان ياد داشت پرسيدند كه اين چيست كه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ميگويد آن لعين گفت كه من نميدانم كه چيست و چه ميگويد مگر كه لب ميجنباند و افسانه پيشينيان ميخواند چنانچه من نيز احيانا بر شما ميخوانم حقتعالى دربارهء او فرمود * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ) * و از كفار مكه كسانى هستند كه گوش فرا ميدارند بسوى تو وقتى كه قرآن ميخوانى * ( وَجَعَلْنا ) * و گردانيده ايم * ( عَلى قُلُوبِهِمْ ) * بر دلهاى ايشان * ( أَكِنَّةً ) * پوششها يعنى چون كه ايشان از فرط عناد و جحود و انكار و حقد و استكبار تدبر و انديشه نمىكنند در آيات قرآنى بمنزلهء كسانىاند كه گوئيا واقع گردانيده‌ايم بر قلوب ايشان غطاها * ( أَنْ يَفْقَهُوه ) * به جهت كراهت آنكه فهم كنند آن را * ( وَفِي آذانِهِمْ ) * و نهاده‌ايم در گوشهاى ايشان * ( وَقْراً ) * گرانى تا حق نشنوند وجوه تاويل اينكلام بر سبيل تفصيل در آيه خَتَمَ اللَّه عَلى قُلُوبِهِمْ كه در سوره البقره است مذكور شده ملخص سخن آنست كه چون ايشان در عناد و انكار توغل نموده‌اند و در طريق جحود و استكبار راسخ شده‌اند فكان بر دل ايشان پوششى است كه مانعست از آنكه چيزى بدانند و شنوند و از اين قبيلست قوله لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها الى آخر و از اين بليغتر قوله ان فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب كه نفى قلب كرده كه وعاء علم است يعنى عدم تدبر ايشان بر وجهى است است كه گوييا قلب كه محل علم است از ايشان مسلوب است و مانند اينست قوله سواء محياهم و مماتهم و در مجمع آورده كه قاضى ابو عاصم عامرى گفته كه اصح اقوال در اين باب روايت ماثوره است از رواة موثقه كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در شب نماز ميگذارد و در آن تلاوت قرآن ميفرمود به جهر به جهت آنكه شخصى آن را بشنود و در معانى آن تدبر كند و مشركان معاند هر گاه آواز قرائت آن حضرت را