تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
گفته‌اند « محمّد بن ابى بكر » با پيكان او را زده است ، و نقل كرده‌اند « محمّد بن ابى بكر » او را محبوس كرده و ديگرى او را كشته است و كسى كه او را كشته « سودان بن حمران » بوده و گفته‌اند بلكه « رومان يمامى » او را بقتل رساند . و نيز گفته شده كه اين « رومان » مردى از قبيلهء « بنى اسد بن خزيمه » است . نقل كرده‌اند كه « محمّد بن ابى بكر » ريش او را گرفته و كشيده و گفته است « معاويه » و « ابن ابى سرح » ترا نجات ندادند و « ابن عامر » از تو پاسدارى نكرد و او در جواب گفت : اى برادرزاده ، ريشم را رها كن ، به خدا اين ريشى است كه پدرت آن را گرامى مىداشت و پدرت راضى نيست كه تو با من اين چنين رفتار بكنى . مىگويند كه در اين موقع او هم ترك كرد و رفت . برخى هم روايت مىكنند در آن حال بر يكى از كسانى كه همراه او بودند ، اشاره كرد و يكى از آنها تيرى انداخت تا او را كشتند و خدا داناتر است » . صاحب « استيعاب » و همچنين روايت مستدرك را با اين عبارت آورده است : « محمّد بن طلحه گفت كه به « كنانه » گفتم : آيا « محمّد بن ابى بكر » دستش را به خون « عثمان » آلود ؟ گفت معاذ اللَّه . داخل كه شد ، « عثمان » به او گفت : اى برادر زاده مگر تو رفيق من نبوده اى ؟ و با او سخنى گفت كه خارج شد و در خون او دخالتى نكرد . مىگويد : به كنانه گفتم : پس چه كسى او را كشت ؟ گفت : مردى از اهالى مصر بنام « جبلة بن ايهم » او را كشت . آنگاه سه بار در مدينه طواف كرد و گفت من قاتل « نعثل هستم » . و « محب طبرى » در « رياض النضرة » 2 : 130 روايت « ابو عمر » را در « استيعاب » كه بر طبق آن « محمّد بن ابى بكر » از كشتن « عثمان » شرم كرده و از خانهء او بيرون آمده و آنگاه آمدن « رومان بن سرحان » و كشتن « عثمان » را ياد آور شده و گفته است : مىگويند « جبلة بن ايهم » او را كشته و برخى مىگويند « اسود تجيبى » او را كشته و بنا بر نقل ديگر « يسار بن غلياض » او را به قتل رسانده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 68 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)