در آن شركت داشتند و همگى جمعا سبب يا مباشر آن بودند ، چنان كه در الغدير ( متن عربى ) ، جزء 9 ص 69 - 169 ياد شده است . پس چرا قصاص « عثمان » را از آنهمه مردم نمىگيرند ، و فقط قصاص اختصاص به كسانى پيدا مىكند كه دوستاران « على » عليه السّلام و خدا و رسولش صلَّى اللَّه عليه و آله بودند . چرا معاويه تجهيزات ارتشى و مأموران خود را به سر وقت « طلحه » و « زبير » كه سختترين دشمنان « عثمان » ، و تندروان راه كشتن « عثمان » بودند ، نفرستاد و چه كسى جز خود « معاويه » در يارى و تقويت « عثمان » درنگ كرد ، و چندان كار كمك رسانى را به او به عقب انداخت تا كشته شد ؟ ( 1 ) .
چرا اين مرد ، اهالى مدينه را به اتهام اينكه بر « عثمان » كمك و يارى و از او پشتيبانى نكردند ، اين همه تهديد كرد ، و آنها را از هم پراكنده نمود ؟ در حالى كه بايد سهل انگارى و مسامحهء خودش را محكوم مىكرد .
آرى ، همهء اين جنايات بايد فقط بر مواليان و دوستان « على » - كه درود خدا بر او باد - وارد شود . اين همه جنايات از دشمنان « على » عليه السّلام بر طرف مىشود و از نظر « فرزند جگرخواره » بدور مىماند .
آيا « معاويه » مىتواند ثابت كند كه « عثمان » با نيزههاى « عمرو » كشته شد ؟ در حالى كه همهء مورخان بنص صريح ، « كنانة بن بشر تجيبى » را در اين مورد معرفى مىكنند . چنان كه در شعر « وليد بن عقبه » هم آمده است :
« آگاه شويد كه مهمترين مردم ، پس از سه تن كسى است كه به دست » تجيبى « كه از مصر آمده بود كشته شد » ( 2 ) .
و او يا ديگرى گفته است :
« برادر تجيب ، عمودى بر سر او فرود آورد ، كه سر و پيشانى او را
هامش
( 1 ) رجوع شود به جلد نهم ص 150 - 153 .
( 2 )الا ان خير الناس بعد ثلاثة
قتيل التجيبى الذى جاء من مصر