تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
شكافت » ( 1 ) . و « حاكم » در « مستدرك » 3 : 106 از « كنانهء عدوى » نقل مىكند كه گفته است : « من از كسانى بودم كه عثمان را محاصره كرده بودند . مىگويد : پرسيدم آيا « محمّد بن ابى بكر » او را كشته است ؟ گفت : نه بلكه « جبلة بن ايهم » مردى از مصر او را به قتل رساند . گفت : و گفته‌اند كه « كبيرهء سكونى » او را كشته بود و در همان لحظه هم به قتل رسيده بود . و نيز گفته‌اند : « كنانة بن بشر تجيبى » او را كشته است ، و شايد همگى در قتل او شركت داشتند و « وليد بن عقبه » گويد :
ألا إنّ خير الناس بعد نبيهم قتيل التجيبى الذى جاء من مصر
آگاه شويد كه بهترين مردم پس از پيامبرشان كسى است كه بدست تبحى مصرى به قتل رسيد » . در استيعاب 2 : 477 ، 478 آمده است : « اول كسى كه وارد خانهء او شد ، « محمّد بن ابى بكر » بود كه ريش او را گرفت . او گفت : رها كن اى برادرزادهء من ! به خدا سوگند كه پدرت به اين ريش احترام مىگذاشت . او هم شرم كرد و بيرون آمد . آنگاه « رومان بن سرحان » و مردى كوتاه قد كه از پيروان « ذى اصبح » ( لقب پادشاه يمن ) بود وارد شد و خنجرى بدست داشت و او نيز به استقبال آمد . پرسيد : چه دينى دارى اى « نعثل » ؟ گفت : من نعثل نيستم ، بلكه « عثمان پسر عفان » هستم . و من بر ملت « ابراهيم » عليه السّلام و با دينى خالص و مسلمان هستم و از مشركان نمىباشم . گفت : دروغ ميگوئى . آنگاه بر گيجگاه راست او زد و او را كشت و به زمين افتاد » . صاحب « استيعاب » گفته است : « در مورد مباشر قتل عثمان اختلاف است .
هامش
( 1 )علاه بالعمود أخو تجيب فأوهى الرأس منه و الجبينارجوع شود به الانساب بلاذرى 5 : 98 ، تاريخ طبرى 5 : 132 .