تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
دست مبارك پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه نور از آن مىتابيد ، ظاهر شد ، گويى درخشش برق بود و او دست مبارك را بوسيد و مردم همگى نظاره مىكردند . اين نعمت را خداوند بر من نصيب فرمود ، كه ديدم كه چگونه دست آن حضرت را بوسيد . من اين مشاهده پر بركت را ذخيرهء روز معاد خود مىدانم و توشه روزى مىشمارم پيش خدا حاضر خواهم شد » . سپس مىگويد : « در همان قافله ، شيخ احمد زعفرانى و شيخ عدى بن مسافر اموى و سيد عبد الرزاق حسينى واسطى و شيخ عبد القادر گيلانى و شيخ احمد زاهد و شيخ حيوة بن قيس حرانى و شيخ عقيل منجى عمرى و گروهى از مشاهير اولياى روزگار حضور داشتند و همهء اينان به ديدار دست مبارك و پاك پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مشرف شدند و همگى تحت بيعت اين شيخ بزرگ جمع شدند . و خبر اين ماجرى متواتر و مشهور است و بسيارى از اعيان رجال بتفصيل آن را نقل كرده‌اند كه بايد مراجعه شود » . شيخ « تقى الدين فقيه نهروندى » متوفى به سال 594 در قصيده اى كه با اين ابيات شروع مىشود ( 1 ) . « كجا پيغمبران چنين رازى را آشكار و اوليا چنين سخنى را روايت كرده‌اند ؟ و كجا سادات بزرگ و پيشوايان پاك چنين افتخارى را داشته‌اند ؟ دستى كه طراوت او رودخانه‌ها را تازه كرده و فروغ آن خاك كعبه را مثوّر داشته است ، چرا كه پيغمبر دست راستش را بسوى رفاعى دراز كرد و با نور آن همه چيزها بر او روشن گشت » . تا اينكه مىگويد :
هامش
( 1 )اى سر جاءت به الانبياء و حديث رواته الاولياء سلسلته السادات أهل المعالى و حكته الائمة الاتقياء فروى نشره الصديرين ريا و أضاءت بنوره البطحاء و مدطه يمينه للرفاعى فانجلت عندها له الاشياء
الغدير ( فارسي ) — صفحة 280 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)