تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
است و حفاظ و محدثان و بسيارى از مورخان و صاحبان طبقات آن را نقل كرده‌اند . اين موضوع را كسى انكار ندارد ، مگر آنكه جاهل به دانش روايت يا حاسد به مقام نبوت و ظهور معجزه محمّديه باشد ، يا اينكه غير از امت احمديه و معدوز بوده باشد . بعلاوه ، ظهور اين معجزه از پيغمبر ، آن هم در چنان عصرى كه انواع بدعتها و فتنه‌ها و هواپرستيها در آن رونق گرفته و اهل باطل مذاهب گوناگونى همچون الحاد و زندقه و ديگر فرقه‌هاى ضاله را برگزيده بودند ، به انگيزهء اعلاء كلمه حق و شريعت و دين ، آن هم به دست اين سيد جليل كه خدا و رسولش به داشتن اين خدمت و نعمت مخصوص داشته‌اند ، چيزى لازم بوده است ، چرا كه در آن عصر شخصى كه در ميان اوليا و سادات و صالحان روزگار به پايه اين سيد بزرگوار برسد ، وجود نداشته است . خداوند ما را از وجود اينان بهره مند گرداند ! و در ص 62 مىنويسد : « در مقام مقايسهء كرامات رجال با سيد احمد رفاعى همين كرامت كافى است كه در ميان گروه زيادى از مسلمانان ، او دست پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را بوسيده است ، چندانكه اين واقعه را همه جا مشهور شده است . و دست انس و جن از اين افتخار كوتاه است و ملاء اعلى بر اين كرامت غبطه مىخورد ، چنان كه اين موضوع دربارهء شيخ عبد القادر گيلانى عليه الرحمه نيز آمده است » . در « العقود الجوهريه ص 5 » از بنده صالح عارف الهى « عبد الملك بن حماد » روايت شده كه گفت : « خداوند در سال 555 ، حج را بر من مقدر كرد . سپس به مدينه آمدم و به زيارت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله موفق شدم و در همان هفته سيد عارفان امام امت سيد احمد رفاعى رضى إله عنه نيز با قافلهء بزرگى از زوّار براى زيات قبر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به مدينه آمده بود . هنگامى كه وارد حرم شريف پيغمبر شد ، در برابر قبر مبارك ايستاد . در حالى كه هنگام پس از عصر بود و حرم مبارك از زائران پر شده بود و در حالى كه از خود غائب و در محضر محبوب حاضر بود ، چنين خواند :
فى حاله البعد روحى كنت ارسلها تقبل الارض عنى و هى نائبتى
( 1 )
هامش
( 1 ) ترجمه بيت پيش از اين آورده شد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 279 | جمعي از مترجمين / جليل تجليل / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)