تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
اينان فرستاد . « ضحاك » ضربهء سختى ديد و 19 نفر از ياران وى كشته شدند . از اصحاب على نيز دو نفر بقتل رسيد . شب فرا رسيد : « ضحاك » و يارانش فرار كردند و « حجر » با همراهان بازگشت . « معاويه » ، همچنين « عبد الرحمن بن قباث بن اشيم » را به شهرهاى « جزيره » فرستاد و « شيب بن عامر جد كرمانى » كه در « خراسان » بود ، در آنجا حضور داشت ، و نامه اى به كميل بن زياد كه در « هيت » اقامت داشت ، نوشت و او را از واقعه آگاه كرد . « كميل » با او به جنگ برخاست و شكست داد ، و بر لشگر « عبد الرحمن » پيروز شد و گروهى از شاميان به قتل رسيدند و دستور داد فراريان را دنبال نكنند و بر مجروحان حمله نبرند . و « حرث بن نمر تنوخى » را به « الجزيره » فرستاد تا بر پيروان على حمله برد . او نيز هفت نفر از « بنى تغلب » را دستگير كرد و كشتارى در آنجا بوقوع پيوست . و « زهير بن مكحول عامرى » را به « سماوه » فرستاد و دستور داد كه مالياتهاى مردم را بگيرد . اين خبر به على عليه السّلام رسيد و او سه نفر از جمله « جعفر بن عبد اللَّه اشجعى » را فرستاد تا كسانى از قبيلهء بكر و كلب را كه در طاعت او بودند صدقه دهند كه آنها بر زهير رسيدند و جنگى در پيوستند . اصحاب على تار و مار شدند و « جعفر بن عبد اللَّه » بقتل رسيد . و بسال 40 هجرى ، « بسر بن ارطاة » را با لشگرى فرستاد ، تا اينكه به « مدينه » رسيد و « ابو ايّوب انصارى » عامل على عليه السّلام در آنجا بود . ابو ايّوب از آنجا گريخته ، به حضور على عليه السّلام در كوفه آمد . « بسر » كه به مدينه وارد شد ، كسى با او نجنگيد و به بالاى منبر رفت و ندا كرد : « اى دينار - اى نجار - اى زريق - ( بزرگان انصار بودند ) شيخ و رهبر ما عثمان ، كه با او پيمان بسته بوديم ، كجا است ؟ » آنگاه گفت :