تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
مىكوفت كه خسته مىشد » ( 1 ) .

تصوير مفصل

معاويه به سال 39 بر شيعيان « على » عليه السّلام يورش برد ، و سپاهيانش را در تمام قلمروش درهم شكست و گروهى را كه ايمان نداشتند ، بر قتل اين پاكان برگماشت و فرمان داد هر جا كسى از ايشان را يافتند بكشند . و « نعمان بن بشير » را با هزار نفر به « عين التمر » فرستاد . همچنين « سفيان بن عوف » را با شش هزار سپاهى به طرف « هيت » فرستاد و دستور داد از آنجا به « انبار » و مدائن برود و مردمش را نابود كند و او نيز به اين نقاط آمد و به كشتن اصحاب على كمر بست و با آنها جنگيد و « اشرس بن حسان بكرى » و سى نفر را بقتل رساند . هر چه دارائيهاى انبار بود ، برداشتند و بسوى « معاويه » برگشتند . از آن جمله ، « عبد اللَّه بن مسعدة بن حكمه فزارى » سختترين دشمنان « على » بود ، كه از طرف « معاويه » با هزار و هفتصد سپاهى به « ثيما » گسيل شد « معاويه » به او فرمان داد از مردم باديه ، هر كسى خلاف او را تصديق كند ، امان يابد . و هر كس كه سرباز زد : به قتل برسد . او نيز اين مأموريت را انجام داد وارد « مكه » و « مدينه » شد و همين فجايع را در آنجا ادامه داد . « معاويه » ، « ضحاك بن قيس » را دستور داد كه به « واقصه » برود و بر هر كسى كه در فرمان « على » عليه السّلام است : حمله ور شود . و سه هزار نفر را با او همراه كرد . او به راه افتاد و مال مردم را غارت كرد . از « ثعلبيه » كه رد مىشد ، بسيارى را بقتل رساند و به انبار اسلحه « على » عليه السّلام حمله كرد و از آنجا به « قطقطانه » آمد . خبر كه به « على » عليه السّلام رسيد ، « حجر بن عدى » را با چهار هزار نفر به نبرد
هامش
( 1 ) « اغانى » 15 : 44 - 47 ، « تاريخ ابن عساكر » 3 : 223 ، « استيعاب » 1 : 65 ، « النزاع و التخاصم » ص 13 ، « تهذيب التهذيب » 435 ، 436 .