تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
بودند ، اينك دلم بتنگ آمده است . - اى كسانى كه فرزندان دلبند همچون پى و استخوانم را كه از من گرفته‌اند ، ديده‌ايد . - اخبار درندگى بسر را به من گفتند ، لكن من آن را دروغ پنداشتم و باور نكردم . - تا بدانجا كه مردانى را كه بوى شرف به مشامشان رسيده ، ديدم و اين سخن را گفتند . - اينك بسر را كه سزاوار هر نفرينى مىدانم و او و همه يارانش تبهكارند . - چه كسى اين مادر دلداده و سر گشته را ، به دو فرزندش كه چندى است از دست داده ، برساند ؟ » ( 1 ) . نقل كرده‌اند : حادثه كشتن اين دو كودك را به دست بسر ، كه به على عليه السّلام اطلاع دادند ، نالهء بلندى سر داد و از خدا خواست كه لعنت خود را شامل او كند . فرمود : خدايا نعمت دين را از او بگير و از دنيا مبر ، مگر آنكه عقل را از او گرفته باشى . اين دعا مستجاب شد و او عقل خود را باخت و پيوسته هذيان مىگفت و شمشيرى چوبين بدست مىگرفت و خيك دميده اى در جلو داشت كه بر آن آنقدر
هامش
( 1 )يا من أحسن بابنى اللذين هما كالدرتين تشظى عنهما الصدف يا من أحسن با بنى اللذين هما سمعى و قلبى فقلبى اليوم مردهف يا من أحسن با بنى اللذين هما مخ العظام فمخى اليوم مختطف نبئت بسرا و ما صدقت ما زعموا من قولهم و من الافك الذى اقترفوا انحى على و دجى ابنى قرهفة مشحوذة و كذاك الافك يقترف حتى لقيت رجالا من ارومته شم الانوف لهم فى قومهم شرف فالان ألعن بسرا حق لعنته هذا لعمر أبى بسر هو السرف من دل و الهة حرى مولهة على صبيين ضلا اذ غدا السلف