بودند ، اينك دلم بتنگ آمده است .
- اى كسانى كه فرزندان دلبند همچون پى و استخوانم را كه از من گرفتهاند ، ديدهايد .
- اخبار درندگى بسر را به من گفتند ، لكن من آن را دروغ پنداشتم و باور نكردم .
- تا بدانجا كه مردانى را كه بوى شرف به مشامشان رسيده ، ديدم و اين سخن را گفتند .
- اينك بسر را كه سزاوار هر نفرينى مىدانم و او و همه يارانش تبهكارند .
- چه كسى اين مادر دلداده و سر گشته را ، به دو فرزندش كه چندى است از دست داده ، برساند ؟ » ( 1 ) .
نقل كردهاند : حادثه كشتن اين دو كودك را به دست بسر ، كه به على عليه السّلام اطلاع دادند ، نالهء بلندى سر داد و از خدا خواست كه لعنت خود را شامل او كند .
فرمود : خدايا نعمت دين را از او بگير و از دنيا مبر ، مگر آنكه عقل را از او گرفته باشى . اين دعا مستجاب شد و او عقل خود را باخت و پيوسته هذيان مىگفت و شمشيرى چوبين بدست مىگرفت و خيك دميده اى در جلو داشت كه بر آن آنقدر
هامش
( 1 )يا من أحسن بابنى اللذين هما
كالدرتين تشظى عنهما الصدف
يا من أحسن با بنى اللذين هما
سمعى و قلبى فقلبى اليوم مردهف
يا من أحسن با بنى اللذين هما
مخ العظام فمخى اليوم مختطف
نبئت بسرا و ما صدقت ما زعموا
من قولهم و من الافك الذى اقترفوا
انحى على و دجى ابنى قرهفة
مشحوذة و كذاك الافك يقترف
حتى لقيت رجالا من ارومته
شم الانوف لهم فى قومهم شرف
فالان ألعن بسرا حق لعنته
هذا لعمر أبى بسر هو السرف
من دل و الهة حرى مولهة
على صبيين ضلا اذ غدا السلف