حاصل مىشود ، يك حكومت تباهى است » . بسر در سر راه خود به يمن ، گروه ديگرى از شيعيان على عليه السّلام را بقتل رساند ، و اين خبر به على عليه السّلام رسيد ( تاريخ طبرى 6 : 77 - 81 ، كامل ابن اثير 3 : 162 - 167 ، تاريخ ابن عساكر 3 :
222 ، 459 ، الاستيعاب 1 : 65 - 66 ، تاريخ ابن كثير 7 : 319 - 322 ، وفاء الوفاء 1 : 31 ) .
و ابن عبد البر در استيعاب آورده است 1 : 65 : « يحيى بن معين مىگفت :
بسر بن ارطاة مرد بدى بود و ابو عمر مىگويد : آن بدين جهت بود كه او در اسلام ، جنايات بزرگى مرتكب شده بود . كه مورخان و محدثان آوردهاند كه سر بريدن دو پسر صغير عبيد اللَّه بن عبّاس در برابر چشمان مادرشان از آن جمله است .
و دارقطنى نقل مىكند : او پس از درگذشت پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله ، هرگز بر راه راست نبوده است و همو بود كه دو كودك عبيد اللَّه بن عبّاس را به قتل رساند .
و ابو عمر شيبانى مىگويد : هنگامى كه معاوية بن ابى سفيان ، بسر بن ارطاة فهرى را مأمور كشتن شيعهء على رضى اللَّه عنه كرد ، معن يا عمرو بن يزيد سلمى و زياد بن اشهب جعدى از جاى برخاسته و اظهار داشتند : اى أمير مؤمنان ، ترا به خدا سوگند مىدهم كه رحم كن و مباد كه بسر را بر قيس سلطه و فرمانروايى بخشى ، چرا كه قيس را به انتقام بنو سليم كه از بنى فهد و كنانه در ورود رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله به مدينه كشته بودند ، خواهد كشت .
معاويه گفت : اى بسر ، بر قيس فرمانروا نيستى . آنگاه بسر به مدينه آمد و دو فرزند عبيد اللَّه را كشت و اهالى مدينه فرار كردند و وارد حرّه شدند ، حرّه بنى سليم . ( ابو عمرو مىگويد : ) و در اين حمله بود كه بروايت ابو عمرو شيبانى ، بسر بن ارطاة بهمدان حمله برد و زنانشان را اسير كرد و اينان نخستين زنانى بودند كه در اسلام به اسارت گرفته شدند . آنگاه زندگان بنى سعد را به قتل رسانيد .
سپس ابو عمرو به دو واسطه از ابوذر نقل مىكند كه ابوذر دعا كرد ، و در نمازى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٠